باب – 8 (آنچه روایت شده در مورد اینکه خداوند زمین خود را بدون حجّت وانمىگذارد)
از آن جمله 1 – روایتى از فرمایش مشهور امیر المؤمنین علىّ علیه السّلام است به کمیل بن زیاد نخعى که کمیل گوید: امیر المؤمنین صلوات اللّٰه علیه دستم را گرفت و مرا به سمت صحرا بیرون برد، وقتى به صحرا رسید آه عمیقى کشید و فرمود: – در اینجا کمیل کلام امیر – المؤمنین علیه السّلام را به درازا نقل مىکند تا در پایان سخن آن حضرت، به این عبارت از فرمایش او مىرسد که فرموده – جز این نباشد که زمین از حجّتى که به همراه برهان خود براى خدا قیام مىکند خالى نمىماند یا به صورت آشکار و معلوم، و یا بیمناک پنهان تا حجّتهاى خدا و دلایل روشنگر او باطل نگردد».
آیا در فرمایش امیر المؤمنین علیه السّلام لفظ «آشکار و معلوم» روشنگر این نیست که منظور آن حضرت از کلمۀ معلوم، شخص و جایگاه آن حجّت بوده است؟ و همچنین
190 فرمودۀ آن حضرت: «یا بیمناک پنهان» آیا مراد این نیست که شخص آن حجّت غایب و جایش نامعلوم است؟ خداوند دادرس است.
2 – ابو اسحاق سبیعى گوید: از فرد مورد اطمینانى از اصحاب امیر المؤمنین علیه السّلام شنیدم که مىگفت: امیر المؤمنین علیه السّلام در خطبهاى طولانى که در کوفه ایراد کرد، فرمود:
خداوندا ناگزیر تو باید داراى حجّتهائى در زمین خود باشى، حجتى پس از حجّت دیگر بر خلق خود که آنان را به دین تو هدایت کنند و به آنان دانش تو را بیاموزند تا پیروان اولیاى تو از هم جدا نشوند، آن حجّت یا آشکار است ولى فرمانبردارى نمىشود، یا پنهان و نگران و مراقب خود است. اگر شخص آنان در حال آرامش و سکوتشان در حکومتهاى ناحقّ از مردم غایب شده باشند، علم آنان که رواج یافته از مردم پنهان نمىشود و آداب ایشان در دلهاى مؤمنین پابرجا است و بدان عمل مىکنند و مؤمنین بدان چه تکذیبکنندگان از آن در هراسند و اسرافکاران نیز از آن شانه خالى مىکنند مأنوسند، به خدا سوگند این سخن کالائى است که به رایگان به شما داده مىشود، اى کاش کسى بود که آن را به یارى خردش (بگوش دل) مىشنید و آن را مىشناخت و
191 باور مىداشت و از آن پیروى مىکرد و در راهش گام بر مىداشت و بدان وسیله رستگار مىشد. سپس آن حضرت مىفرماید: چنین شخصى کیست؟ براى همین است که دانش وقتى عالمان را نیابد که نگهداریش کنند و همان گونه که آن را از عالم مىشنوند به دیگران برسانند، پنهان مىشود، پس از سخنى طولانى در این خطبه آن حضرت فرمود: خداوندا من مىدانم که همۀ علم پنهان نمىگردد و ریشههایش قطع نمىشود و تو زمینت را براى بندگان از حجّت خود خالى نمىگذارى، [حجّت تو] یا آشکار است که فرمانبردارى مىشود و یا نگران و پنهان است که فرمانش را نمىبرند، تا حجّت تو باطل نشود و اولیاى تو بعد از اینکه هدایتشان فرمودى گمراه نگردند – سپس خطبه را تا پایان ادامه داد -».
و این حدیث از طریق دیگرى نیز از ابو اسحاق سبیعىّ از یکى از اصحاب امیر المؤمنین علیه السّلام که مورد اعتماد است نقل شده که گفت: امیر المؤمنین علیه السّلام این کلام را ایراد فرموده و هنگام سخنرانى آن حضرت بر منبر کوفه، او آن را از بر کرده است (که مىفرمود): «خداوندا: – و مانند حدیث قبل را نقل کرده است -».
192 3 – اسحاق بن عمّار گوید: از امام صادق علیه السّلام شنیدم که مىفرمود: «زمین خالى نمىماند مگر آنکه دانشمندى در آن باشد که هر گاه مؤمنان چیزى را افزودند آنان را باز گرداند، و اگر چیزى را کم کردند بر ایشان کامل کند».
4 – عبد اللّٰه بن سلیمان عامریّ گوید که امام صادق علیه السّلام فرمود: «همواره در روى زمین حجّتى از جانب خدا خواهد بود که حلال و حرام را معرّفى مىکند و مردم را به راه خدا مىخواند».
5 – حسین بن أبى العلاء گوید: «به امام صادق علیه السّلام عرض کردم: آیا ممکن است زمین بدون امام بماند؟ فرمود: نه».
6 – ابو بصیر از امام صادق علیه السّلام روایت کرده که آن حضرت فرمود: «هرگز خداوند زمین را بدون وجود عالم رها نکرده است، اگر چنین نبود حقّ از باطل شناخته نمىشد».
193 7 – ابو حمزۀ ثمالى از امام باقر علیه السّلام روایت کند که آن حضرت فرمود: «به خدا قسم خداوند از زمانى که آدم را قبض روح فرموده، زمین خود را تاکنون رها نکرده است مگر اینکه در روى آن امامى بوده که به وسیلۀ او هدایت به سوى خدا انجام مىگرفته است، و او حجّت خدا بر بندگانش بوده، و پس از این هم زمین بدون امامى که حجّت خدا براى بندگان اوست باقى نمىماند».
8 – ابو حمزۀ ثمالىّ گوید: «به امام صادق علیه السّلام عرض کردم: آیا ممکن است زمین بدون امام بماند؟ فرمود اگر زمین بدون امام بماند حتما فرو خواهد رفت».
9 – محمّد بن فضیل از امام رضا علیه السّلام روایت کرده گوید: «به آن حضرت عرض کردم: آیا هرگز زمین بدون امام خواهد ماند؟ فرمود: نه، عرض کردم: از امام صادق علیه السّلام براى ما روایت شده که زمین بدون امام نخواهد ماند مگر اینکه خداوند بر اهل زمین خشم گیرد – یا گفت بر بندگان خشم گیرد – پس آن حضرت فرمود: باقى نمىماند [زمین بدون امام و اگر بماند] در این صورت حتما فرو مىرود».
194 10 – ابو هراسه از امام باقر علیه السّلام روایت مىکند که آن حضرت فرمود: «اگر امام ساعتى از زمین برداشته شود زمین، اهلش (مردم و موجودات روى زمین) را در خود فرو خواهد برد و همچون دریا که اهل خود را دستخوش طوفان مىکند زیر و رو خواهد ساخت».
(از این روایات استفاده مىشود که خداوند مردم را مکلّف خلق فرموده چون به آنها عقل و اراده و اختیار داده است لذا تا هستند باید رهبر داشته باشند و الاّ باید بساط خلقت آنان پرچیده شود).
11 – وشّاء گوید: «از امام رضا علیه السّلام پرسیدم: آیا ممکن است زمین بدون امام بماند؟ فرمود: نه، گفتم: براى ما روایت شده که زمین بدون امام نمىماند مگر اینکه خداى عزّ و جلّ بر بندگان خشم گیرد، فرمود: (بدون امام) نمىماند که اگر چنین شود زمین فرو مىرود».
متن عربی:
باب 8 ما روي في أن الله لا يخلي أرضه بغير حجة
1 – مِنْ ذَلِكَ مَا رُوِيَ مِنْ كَلاَمِ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ لِكُمَيْلِ بْنِ زِيَادٍ اَلنَّخَعِيِّ اَلْمَشْهُورِ حَيْثُ قَالَ: أَخَذَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ صَلَوَاتُ اَللَّهِ عَلَيْهِ بِيَدِي وَ أَخْرَجَنِي إِلَى اَلْجَبَّانِ2فَلَمَّا أَصْحَرَ تَنَفَّسَ اَلصُّعَدَاءَ3 ثُمَّ قَالَ وَ ذَكَرَ اَلْكَلاَمَ بِطُولِهِ حَتَّى اِنْتَهَى إِلَى قَوْلِهِ اَللَّهُمَّ بَلَى وَ لاَ تَخْلُو اَلْأَرْضُ مِنْ حُجَّةٍ قَائِمٍ لِلَّهِ بِحُجَّتِهِ إِمَّا ظَاهِرٍ مَعْلُومٍ وَ إِمَّا خَائِفٍ مَغْمُورٍ4 لِئَلاَّ تَبْطُلَ حُجَجُ اَللَّهِ وَ بَيِّنَاتُهُ فِي تَمَامِ اَلْكَلاَمِ .
أ ليس في كلام أمير المؤمنين عليه السّلام ظاهر معلوم بيان أنه يريد المعلوم الشخص و الموضع و قوله و إما خائف مغمور أنه الغائب الشخص المجهول الموضع – وَ اَللّٰهُ اَلْمُسْتَعٰانُ
2 – وَ أَخْبَرَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِيدٍ اِبْنُ عُقْدَةَ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ اَلْمُفَضَّلِ وَ سَعْدَانُ بْنُ إِسْحَاقَ وَ أَحْمَدُ بْنُ اَلْحُسَيْنِ بْنِ عَبْدِ اَلْمَلِكِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ اَلْقَطْوَانِيُّ قَالُوا حَدَّثَنَا اَلْحَسَنُ بْنُ مَحْبُوبٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ اَلثُّمَالِيِّ عَنْ أَبِي إِسْحَاقَ
(1) . الأنعام: 112.
(2) . الجبان كالجبانة – بفتح الجيم و شد الباء الموحدة -: المقبرة.
(3) . «أصحر» أي صار في الصحراء، و تنفس الصعداء – بضم الصاد المهملة، و فتح العين المهملة ممدودا – اى تنفس تنفسا طويلا.
(4) . المغمور من الغمر، أي غمره الظلم حتّى غطاه، أو المقهور المستور المجهول الخامل الذكر.
137اَلسَّبِيعِيِّ قَالَ سَمِعْتُ مَنْ يُوثَقُ بِهِ مِنْ أَصْحَابِ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ يَقُولُ قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فِي خُطْبَةٍ خَطَبَهَا بِالْكُوفَةِ طَوِيلَةٍ ذَكَرَهَا: اَللَّهُمَّ فَلاَ بُدَّ لَكَ مِنْ حُجَجٍ فِي أَرْضِكَ حُجَّةٍ بَعْدَ حُجَّةٍ عَلَى خَلْقِكَ يَهْدُونَهُمْ إِلَى دِينِكَ وَ يُعَلِّمُونَهُمْ عِلْمَكَ لِكَيْلاَ يَتَفَرَّقَ أَتْبَاعُ أَوْلِيَائِكَ1 ظَاهِرٍ غَيْرِ مُطَاعٍ أَوْ مُكْتَتِمٍ خَائِفٍ يُتَرَقَّبُ إِنْ غَابَ عَنِ اَلنَّاسِ شَخْصُهُمْ فِي حَالِ هُدْنَتِهِمْ فِي دَوْلَةِ اَلْبَاطِلِ فَلَنْ يَغِيبَ عَنْهُمْ مَبْثُوثُ عِلْمِهِمْ وَ آدَابُهُمْ فِي قُلُوبِ اَلْمُؤْمِنِينَ مُثْبَتَةٌ وَ هُمْ بِهَا عَامِلُونَ يَأْنَسُونَ بِمَا يَسْتَوْحِشُ مِنْهُ اَلْمُكَذِّبُونَ وَ يَأْبَاهُ اَلْمُسْرِفُونَ بِاللَّهِ كَلاَمٌ يُكَالُ بِلاَ ثَمَنٍ2 لَوْ كَانَ مَنْ يَسْمَعُهُ بِعَقْلِهِ فَيَعْرِفُهُ وَ يُؤْمِنُ بِهِ وَ يَتَّبِعُهُ وَ يَنْهَجُ نَهْجَةً فَيُفْلِحُ بِهِ3 ثُمَّ يَقُولُ فَمَنْ هَذَا وَ لِهَذَا يَأْرِزُ اَلْعِلْمُ إِذْ لَمْ يُوجَدْ حَمَلَةٌ يَحْفَظُونَهُ وَ يُؤَدُّونَهُ كَمَا يَسْمَعُونَهُ مِنَ اَلْعَالِمِ4 ثُمَّ قَالَ بَعْدَ كَلاَمٍ طَوِيلٍ فِي هَذِهِ اَلْخُطْبَةِ اَللَّهُمَّ وَ إِنِّي لَأَعْلَمُ أَنَّ اَلْعِلْمَ لاَ يَأْرِزُ كُلُّهُ وَ لاَ يَنْقَطِعُ مَوَادُّهُ فَإِنَّكَ لاَ تُخْلِي أَرْضَكَ مِنْ حُجَّةٍ عَلَى خَلْقِكَ إِمَّا ظَاهِرٍ يُطَاعُ5 أَوْ خَائِفٍ مَغْمُورٍ لَيْسَ بِمُطَاعٍ لِكَيْلاَ تَبْطُلَ حُجَّتُكَ وَ يَضِلَّ أَوْلِيَاؤُكَ بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَهُمْ ثُمَّ تَمَامُ اَلْخُطْبَةِ.
وَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ اَلْكُلَيْنِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ قَالَ وَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى وَ غَيْرُهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ قَالَ وَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنِ اَلْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ اَلثُّمَالِيِّ عَنْ أَبِي إِسْحَاقَ اَلسَّبِيعِيِّ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ مِمَّنْ يُوثَقُ بِهِ قَالَ: إِنَّ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ صَلَوَاتُ اَللَّهِ عَلَيْهِ تَكَلَّمَ بِهَذَا اَلْكَلاَمِ وَ حَفِظَهُ عَنْهُ حِينَ خَطَبَ بِهِ عَلَى مِنْبَرِ اَلْكُوفَةِ اَللَّهُمَّ وَ ذَكَرَ مِثْلَهُ6.
(1) . في بعض النسخ «لئلاّ – الخ». و في بعضها «اتباع أولئك».
(2) . يعني أنا أكيل لكم العلم كيلا و اعطيكم و لا أطلب منكم ثمنا.
(3) . في بعض النسخ «فيصلح به».
(4) . قال في النهاية: فى الحديث «ان الإسلام ليأرز الى المدينة كما تأرز الحية الى جحرها» أي ينضم إليها و يجتمع بعضه الى بعض فيها.
(5) . كذا.
(6) . رواه الكليني في قسم الأصول مختصرا في ج 1 ص 178 و مفصلا ص 335 و 339.
138 3- حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ اَلْكُلَيْنِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ أَبِيهِ عَنِ اِبْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ يُونُسَ وَ سَعْدَانَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ: إِنَّ اَلْأَرْضَ لاَ تَخْلُو إِلاَّ وَ فِيهَا عَالِمٌ1 كَيْمَا إِنْ زَادَ اَلْمُؤْمِنُونَ شَيْئاً رَدَّهُمْ وَ إِنْ نَقَصُوا شَيْئاً أَتَمَّهُ لَهُمْ.
4- حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ اَلْحَكَمِ عَنِ اَلرَّبِيعِ بْنِ مُحَمَّدٍ اَلْمُسْلِيِّ عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ سُلَيْمَانَ اَلْعَامِرِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ: مَا زَالَتِ اَلْأَرْضُ إِلاَّ وَ لِلَّهِ فِيهَا حُجَّةٌ يَعْرِفُ اَلْحَلاَلَ وَ اَلْحَرَامَ وَ يَدْعُو اَلنَّاسَ إِلَى سَبِيلِ اَللَّهِ.
5 – حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ بَعْضِ رِجَالِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنِ اَلْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي اَلْعَلاَءِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: قُلْتُ لَهُ تَبْقَى اَلْأَرْضُ بِغَيْرِ إِمَامٍ قَالَ لاَ.
6- حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنِ اِبْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ2 أَنَّهُ قَالَ: إِنَّ اَللَّهَ لَمْ يَدَعِ اَلْأَرْضَ بِغَيْرِ عَالِمٍ وَ لَوْ لاَ ذَلِكَ لَمْ يُعْرَفِ اَلْحَقُّ مِنَ اَلْبَاطِلِ.
7- وَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ اَلْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ اَلثُّمَالِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ اَلْبَاقِرِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ: وَ اَللَّهِ مَا تَرَكَ اَللَّهُ أَرْضَهُ مُنْذُ قَبَضَ اَللَّهُ آدَمَ إِلاَّ وَ فِيهَا إِمَامٌ يُهْتَدَى بِهِ إِلَى اَللَّهِ وَ هُوَ حُجَّتُهُ عَلَى عِبَادِهِ وَ لاَ تَبْقَى اَلْأَرْضُ بِغَيْرِ إِمَامٍ حُجَّةً لِلَّهِ عَلَى عِبَادِهِ.
8 – وَ بِهِ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ أَ تَبْقَى اَلْأَرْضُ بِغَيْرِ إِمَامٍ3 فَقَالَ لَوْ بَقِيَتِ اَلْأَرْضُ بِغَيْرِ إِمَامٍ لَسَاخَت 4 .
(1) . كذا، و في الكافي ج 1 ص 178 «و فيها امام».
(2) . كذا، و في الكافي ج 1 ص 178 «عن أبي بصير، عن أحدهما عليهما السلام».
(3) . أي تبقى صالحة معمورة أو مقرّا للناس؟ فأجاب عليه السلام بنفى البقاء. و قيل «تبقى» فعل ناقص بمعنى «تكون».
(4) . أي انخسفت بأهلها، و ذلك أن اللّه سبحانه خلق الإنسان مختارا مكلفا و لازم –
139 9 – وَ بِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ اَلْفُضَيْلِ عَنِ اَلرِّضَا عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: قُلْتُ لَهُ أَ تَبْقَى اَلْأَرْضُ بِغَيْرِ إِمَامٍ قَالَ لاَ قُلْتُ فَإِنَّا نُرَوَّى عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ أَنَّهَا لاَ تَبْقَى بِغَيْرِ إِمَامٍ إِلاَّ أَنْ يَسْخَطَ اَللَّهُ عَلَى أَهْلِ اَلْأَرْضِ أَوْ قَالَ عَلَى اَلْعِبَادِ فَقَالَ لاَ تَبْقَى اَلْأَرْضُ بِغَيْرِ إِمَامٍ1 وَ لَوْ بَقِيَتْ إِذاً لَسَاخَتْ.
10- مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ اَلْكُلَيْنِيُّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ اَلْمُؤْمِنِ عَنْ أَبِي هَرَاسَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ اَلْبَاقِرِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ: لَوْ أَنَّ اَلْإِمَامَ رُفِعَ مِنَ اَلْأَرْضِ سَاعَةً لَسَاخَتْ بِأَهْلِهَا وَ مَاجَتْ كَمَا يَمُوجُ اَلْبَحْرُ بِأَهْلِهِ2.
11 – مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنِ اَلْحُسَيْنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ اَلْوَشَّاءِ قَالَ:
سَأَلْتُ اَلرِّضَا عَلَيْهِ السَّلاَمُ هَلْ تَبْقَى اَلْأَرْضُ بِغَيْرِ إِمَامٍ قَالَ لاَ قُلْتُ إِنَّا نُرَوَّى أَنَّهَا لاَ تَبْقَى إِلاَّ أَنْ يَسْخَطَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَى اَلْعِبَادِ قَالَ لاَ تَبْقَى إِذاً لَسَاخَتْ.