باب – 11 (روایاتى در مورد آنچه از صبر و خوددارى و انتظار فرج و ترک شتاب نسبت به امر خدا و تدبیر او که شیعه بدان امر شده است)
1 – ابو بصیر از امام صادق علیه السّلام روایت کرده که آن حضرت فرمود: «پدرم – امام باقر علیه السّلام – به من فرمود: ناگزیر آتشى از ناحیۀ آذربایجان زبانه خواهد کشید که هیچ چیز در مقابلش نتواند ایستاد، چون چنین شود خانهنشین باشید (بىطرف بمانید) و تا آنگاه که ما در خانه نشستهایم شما نیز خانهنشین باشید و چون کسى که از طرف ما حرکت مىکند فعّالیت خود را آغاز کرد به سوى او بشتابید (به هر نحو ممکن) اگر چه بر دست و زانو. به خدا سوگند گوئى هم اکنون به او مىنگرم که میان رکن و مقام به فرمانى جدید از مردم بیعت مىگیرد، فرمانى که بر عرب سخت گران است، و (پدرم) فرمود:
واى بر سرکشان عرب از شرّى که روى نموده است».
277 2 – ابو الجارود از امام باقر علیه السّلام روایت کرده است گوید: به آن حضرت عرض کردم: «مرا دستورى فرمائید، پس فرمود: ترا به پرهیزگارى سفارش مىکنم و نیز به اینکه خانهنشین باشى و در گردهمائى و جمع این مردم شرکت و فعّالیّتى نکنى، و از آنان که از ما خاندان خروج مىکنند دور باش که آنان چیزى به دست ندارند و به چیزى هم نائل نمىشوند، بدان که بنی امیّه را حکومتى است که مردم توان بازستاندنش را ندارند و براى اهل حقّ دولتى است که چون فرا رسد خداوند زمامش را به هر کس از ما خاندان بخواهد مىسپارد، پس هر کس از شما آن را دریافت، نزد ما در مقام بلند خواهد بود و اگر پیش از آن دولت وفات یافته باشد خداوند برایش نیکى خواسته است. بدان که هیچ گروهى براى برطرف ساختن ستم یا عزّت بخشیدن دینى قیام نمىکند مگر اینکه مرگ و گرفتارى دامنگیرش مىشود، تا اینکه جمعیّتى به پا خیزند که با رسول خدا صلّى اللّٰه علیه و آله در بدر بودهاند که کشتگانشان به خاک سپرده نشود و به خاک افتادگانشان از زمین برداشته نشود و زخمیانشان درمان نگردد، عرض کردم: آنان کیانند؟ فرمود: فرشتگان».
3 – ابو الجارود گوید: شنیدم امام باقر علیه السّلام مىفرمود: «کسى از ما خاندان نیست که
278 به دفع ستمى یا فراخواندن به سوى حقّى برخیزد مگر اینکه گرفتارى دامنگیرش مىشود تا آنگاه که جمعیّتى که در بدر حضور داشته قیام نماید، که کشتگانش به خاک سپرده نشود و زخمیانش درمان نگردد، عرض کردم: منظور [امام باقر علیه السّلام] چه کسانى است؟ فرمود: فرشتگان -».
4 – حارث بن عبد اللّٰه اعور همدانىّ گوید: امیر المؤمنین علیه السّلام بر منبر کوفه فرمود:
«چون خاطب هلاک شود و صاحب زمان روى برتابد و دلهائى باقى بماند که زیرورو گردد [پس] پارهاى از آنها دلهائى پر خیر و برکت و پارهاى بىخیر و برکت باشند، آرزومندان هلاک شوند و از هم گسیختگان پراکنده شوند و مؤمنان بر جاى بمانند و چقدر اندکاند سیصد نفر یا چیزى بیشترند، جماعتى به همراه ایشان خواهند جنگید که همراه رسول خدا صلّى اللّٰه علیه و آله در روز بدر جنگیدند، نه کشته مىشوند نه مىمیرند».
معنى فرمایش امیر المؤمنین علیه السّلام که: «صاحب عصر روى گرداند» مراد آن حضرت صاحب ناپیداى همین زمان است که به خاطر تدبیر خداوند که واقع شده از دیدگان این
279 مردم روى برتافته است، سپس مىفرماید: «و دلهائى به جاى بماند که پارهاى پر خیر و برکت و بعضى بىخیر و برکت است» و مراد از آن، دلهاى شیعیان است که در این غیبت و سرگردانى دگرگون مىشود، پس هر که از آنان بر حقّ پایدار باشد (مخصب) پرخیر و برکت و هر که از حقّ به گمراهى و گفتار باطل گراید (مجدب) بىخیر و برکت است، پس امیر المؤمنین علیه السّلام فرموده: «آرزومندان هلاک گردند» این نکوهش آنان است و آنان کسانىاند که در امر خدا شتابجوئى مىکنند و در مقام تسلیم نیستند و این مدّت را طولانى مىپندارند پس قبل از آنکه فرجى ببینند مىمیرند آنگاه خداوند از اهل صبر و تسلیم کسى را که بخواهد به جاى مىگذارد تا به مرتبۀ شایستهاش برساند و آنان مؤمنان و افرادى با اخلاصاند و تعدادشان اندک است که آن حضرت شمارۀ آنان را سیصد نفر و یا بیشتر فرموده است، افرادى که بواسطۀ نیروى ایمان و درستى یقینشان خداوند براى یارى ولىّ خود و جنگیدن با دشمن خویش به آنان اهلیّت عطا فرموده است، و آنان همان گونه که در روایت آمده، به هنگام مستقرّ شدن آن حضرت در مقرّ حکومتى خود و سر آمدن جنگ، نمایندگان و حکمرانان منصوب از طرف آن حضرت در روى زمین خواهند بود. سپس امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: «به همراه آنان جماعتى مىجنگند که همراه رسول خدا صلّى اللّٰه علیه و آله در بدر جنگیدهاند، نه کشته مىشوند و نه مىمیرند» منظور او این است که خداى عزّ و جلّ این سیصد و چند نفر اصحاب خالص
280 حضرت قائم علیه السّلام را به وسیلۀ فرشتگان روز بدر یارى مىفرماید و آنان نیروى رزمى آن حضرتاند، خداوند ما را از کسانى قرار دهد که اهلیّت یارى دینش را در رکاب ولیّش به آنان عطا فرموده، و در این مورد با ما چنان رفتار کند که او را سزا است.
5 – ابو المرهف گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: «محاضیر (اسبان تندرو در مسابقه) هلاک شدند، گوید: عرض کردم محاضیر چیست؟ فرمود: همان شتابجویان (که خواستار شتاب و زودتر فرا رسیدن امر خدا از موعد مقرّر آن شدند) و مقرّبون (کسانى که قائلند فرج نزدیک است) نجات یافتند، و قلعه بر پىها و میخهایش استوار ماند، خانههاى خود را باشید (فعّالیّتهاى سیاسى نکنید و بىطرف بمانید) که غبار فتنه به زیان کسى است که آن را برانگیزد، هیچ گاه آنان براى شما گرفتارى و مصیبتى تدارک نمىبینند مگر اینکه خداوند مشغولیّتى براى آنان پیش مىآورد، مگر کسى که خود متعرّض ایشان شود (خود خویشتن را دم تیغ آنان دهد)».
6 – ابو بکر حضر مىگوید: «من و أبان بر امام صادق علیه السّلام وارد شدیم و این مقارن با
281 زمانى بود که پرچمهاى سیاه در خراسان ظهور کرده بود، عرض کردیم: نظر شما چیست؟ آن حضرت فرمود: در خانههاى خود بنشینید، هر گاه دیدید ما بر مردى گرد آمدهایم شما نیز با سلاح به یارى ما برخیزید» (به سوى ما بشتابید).
7 – علىّ بن اسباط بواسطۀ یکى از یارانش از امام صادق علیه السّلام روایت کرده که آن حضرت فرمود: «زبانهایتان را نگاه دارید و در خانههاى خود بنشینید که هرگز کارى که مخصوص شما باشد دامنگیرتان نشود بلکه همگانى باشد و همواره زیدیّه سپر بلاى شما باشند».
8 – عبد الرّحمن بن کثیر گوید: روزى خدمت امام صادق علیه السّلام بودم و مهزم اسدى نیز نزد آن حضرت بود و گفت: «خداوند مرا فدایت کند این امر [که منتظرش هستید] کى واقع خواهد شد که [بر ما] بسیار به درازا کشید، پس آن حضرت فرمود: [اى مهزم] آرزومندان خطا کردند و شتابجویان هلاک شدند و آنان که در مقام تسلیماند نجات یافتند و به سوى ما باز خواهند گشت».
282 9 – عبد الرّحمن بن کثیر از امام صادق علیه السّلام روایت کرده در بارۀ این آیه که مىفرماید: «امر خداوند به زودى فرا رسد در آمدنش شتاب نکنید»1 آن حضرت فرمود: آن امر ما است، خداى عزّ و جلّ امر فرموده که در مورد آن شتاب نشود تا آنکه [خداوند] او را با سه [لشکر] یارى فرماید که عبارتند از: فرشتگان، مؤمنان و هراس، و خروج آن حضرت همانند هجرت رسول خدا صلّى اللّٰه علیه و آله است و این برابر فرمایش خداى تعالى است که: «همچنان که پروردگارت تو را به حق و راستى از خانهات به در آورد»2.
10 – صالح بن میثم و یحیى بن سابق از امام باقر علیه السّلام روایت کردهاند که آن حضرت فرمود: «اصحاب محاضیر (تندروان) هلاک شدند و مقرّبون (که فرج را نزدیک مىشمارند) نجات یافتند و قلعه بر میخها و پىهاى استوارش پابرجا ماند، همانا پس از اندوه و تنگدلى گشایشى شگرف خواهد بود».
11 – ابو خالد کابلىّ گوید: علىّ بن الحسین علیهما السّلام فرمود: «دوست مىداشتم رهایم
(1) النّحل: 1.
(2) الانفال: 5.
283 مىگذاشتند (آزاد بودم) با مردم سه کلمه سخن مىگفتم سپس خداوند هر گونه اراده مىفرمود در بارۀ من رفتار مىکرد، امّا عهدى با خدا بستهایم که صبر پیشه کنیم، و بعد این آیه را تلاوت فرمود: «وَ لَتَعْلَمُنَّ نَبَأَهُ بَعْدَ حِینٍ
»1 (و خبر آن را پس از مدّتى البتّه خواهید دانست) و نیز کلام خداى تعالى را تلاوت فرمود: «وَ لَتَسْمَعُنَّ مِنَ اَلَّذِینَ أُوتُوا اَلْکِتٰابَ
» – الآیه» (و حتما شما از زخم زبان آنان که پیش از شما بر آنان کتاب آسمانى نازل شده و از مشرکین آزار فراوانى خواهید دید و اگر صبر کنید و پرهیزگار باشید همانا آن سبب نیرو و موفّقیت در کارها است»2.
12 – ابو الطّفیل گوید: امام باقر علیه السّلام از پدر خویش علىّ بن الحسین علیهما السّلام روایت فرموده که ابن عبّاس کسى را نزد علىّ بن الحسین علیهما السّلام فرستاد تا معنى این آیه را بپرسد که: «یٰا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا اِصْبِرُوا وَ صٰابِرُوا وَ رٰابِطُوا
»3: (اى اهل ایمان در کار دین پایدار باشید و یک دیگر را به پایدارى سفارش کنید و مراقب مرزتان باشد) پس علىّ بن – الحسین علیهما السّلام خشمگین شد و به سئوالکننده فرمود: دوست مىداشتم آن کس که تو را به این امر گسیل داشته خود بدان پرسش با من روبرو مىشد، سپس فرمود: آیه در بارۀ پدرم و ما خاندان نازل شده است و مراقبت از آن مرز (پایگاه) که بدان مأموریم هنوز فرا نرسیده است و در آیندهاى نزدیک ذرّیّهاى از نسل ما که وظیفۀ آن را به عهده دارد
(1) ص: 88
(2) آل عمران: 186.
(3) آل عمران: 200.
284بوجود خواهد آمد، سپس فرمود: بدان که در صلب او – یعنى ابن عبّاس – سپردهاى است که براى آتش دوزخ آفریده شده، در آیندۀ نزدیک اقوامى را دسته دسته از دین خدا خارج خواهند ساخت و زمین با خونهاى جوجهگانى از جوجهگان آل محمّد رنگین خواهد شد، آن جوجهگان که بىموقع و نابهنگام قیام مىکنند و چیزى را که مىطلبند بدان نخواهند رسید ولى آنان که اهل ایمانند مراقب بوده و صبر مىکنند و یک دیگر را به بردبارى سفارش مىنمایند تا خداوند حکم فرماید و او بهترین حاکمان است».
13 – برید بن معاویة العجلى در بارۀ این فرمایش خداى عزّ و جلّ که مىفرماید:
«اِصْبِرُوا وَ صٰابِرُوا وَ رٰابِطُوا
» از امام باقر علیه السّلام روایت کرده که آن حضرت فرمود: یعنى صبر کنید بر انجام واجبات الهى و پایدارى کنید در برابر دشمنان و مراقب امامتان [که به انتظارش هستید] باشید».
14 – جابر از امام باقر علیه السّلام روایت کرده که آن حضرت فرمود: «مثل خروج قائم ما خاندان مانند خروج رسول خدا صلّى اللّٰه علیه و آله است، و مثل آن کس که از ما خاندان قبل از قیام قائم بپا خیزد بسان جوجهاى است که پرواز کند و از آشیانه خود فرو افتد و کودکان با
285 آن به بازى پردازند (دستخوش بازیچه کودکان شود)».
15 – علاء به سیابه از امام صادق علیه السّلام روایت کرده آن حضرت فرمود: «هر کس از شما که به حال انتظار بر این امر از دنیا رود همانند کسى است که در سرا پردۀ خاصّ امام قائم باشد».
16 – ابو بصیر از امام صادق علیه السّلام روایت کرده که روزى آن حضرت فرمود: «آیا شما را از چیزى آگاه نکنم که خداوند بدون آن هیچ عملى را از بندگان نمىپذیرد؟ عرض کردم: بفرمائید، فرمود: گواهى دادن بر اینکه هیچ معبودى جز خدا نیست و اینکه محمّد صلّى اللّٰه علیه و آله بنده [و فرستادۀ] او است، و اقرار به هر آنچه خداوند امر فرموده و ولایت براى ما و بیزارى از دشمنان ما – یعنى ما امامان بخصوص – و تسلیم شدن به آنان و پرهیزگارى و کوشش و خویشتندارى و چشم به راه قائم علیه السّلام بودن، سپس فرمود:
همانا ما را دولتى است که هر گاه خداوند بخواهد آن را بر سر کار مىآورد، سپس فرمود:
286 هر کس که بودن در شمار یاران قائم شادمانش سازد باید به انتظار باشد و با حال انتظار به پرهیزگارى و خلق نیکو رفتار کند و اوست منتظر، پس اگر اجلش برسد و امام قائم علیه السّلام پس از درگذشت او قیام کند، بهرۀ او از پاداش کسى است که آن حضرت را دریافته باشد، پس بکوشید و منتظر باشید، گوارا باد شما را اى جماعتى که مشمول رحمت خدا هستید».
17 – جابر بن یزید از امام باقر علیه السّلام روایت کرده که آن حضرت فرمود: «تا آسمان و زمین ساکن است شما نیز ساکن و بىجنبش باشید – یعنى بر هیچ کس خروج نکنید – که کار شما پوشیدگى ندارد، بدانید که آن نشانهاى از جانب خداى عزّ و جلّ است نه از جانب مردم، بدانید که آن از آفتاب روشنتر است و بر نیکوکار و زشت کار پنهان نخواهد ماند، آیا صبح را مىشناسید؟ امر شما همانند صبح است که پنهان ماندن در آن راه ندارد».
بنگرید – خدایتان رحمت کند – بدین ادب آموزى از سوى امامان علیهم السّلام و نیز به فرمان آنان و آئین ایشان در مورد صبر و خوددارى و چشم به راه بودن براى فرج و گشایش و نیز یاد نمودن ایشان از نابود شدن محاضیر (تند روان) و شتابجویان
287(خواستاران زود فرا رسیدن) و دروغ گفتن آرزوکنندگان، و تسلیمشوندگان به بیان ایشان در مورد [چگونگى] رهائى یافتن و ستودن و به نیکى یاد کردن ایشان از بردباران پابرجا و استوار، و تشبیه امامان علیهم السّلام ایشان را از حیث پایدارى به پابرجائى قلعه بر میخهایش بنگرید، پس – خدایتان رحمت کناد – به ادب آموزى ایشان ادب آموخته و مهذّب شوید و دستورشان را گردن نهید و به گفتارشان تسلیم باشید و از آئین ایشان در نگذرید و از آن جمله نباشید که خواستۀ دل و شتاب هلاکشان ساخته و حرص و افزونطلبى آنان را از مسیر حقّ و طریق نورانى و درخشان منحرف ساخته است.
خداوند ما و شما را بدان چه در آن سلامت و امن از گزند فتنه است موفّق بدارد و بر بینش نیک پابرجایمان دارد و به منّ و احسان خویش ما و شما را بر پیمودن راه راستى که به رضاى او مىانجامد و نتیجهاش جاى گرفتن در بهشت او به همراه برگزیدگان و خالصان اوست وادارد.
متن عربی:
باب 11 ما روي فيما أمر به الشيعة من الصبر و الكف و الانتظار للفرج و ترك الاستعجال بأمر الله و تدبيره
1 – حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِيدٍ اِبْنُ عُقْدَةَ اَلْكُوفِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ يُوسُفَ بْنِ يَعْقُوبَ اَلْجُعْفِيُّ أَبُو اَلْحَسَنِ قَالَ حَدَّثَنَا إِسْمَاعِيلُ بْنُ مِهْرَانَ قَالَ حَدَّثَنَا اَلْحَسَنُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِيهِ وَ وُهَيْبِ بْنِ حَفْصٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ إِنَّهُ قَالَ لِي أَبِي عَلَيْهِ السَّلاَمُ: لاَ بُدَّ لِنَارٍ مِنْ آذَرْبِيجَانَ لاَ يَقُومُ لَهَا شَيْءٌ وَ إِذَا كَانَ ذَلِكَ فَكُونُوا أَحْلاَسَ بُيُوتِكُمْ1 وَ أَلْبِدُوا مَا أَلْبَدْنَا2 فَإِذَا تَحَرَّكَ مُتَحَرِّكُنَا فَاسْعَوْا إِلَيْهِ وَ لَوْ حَبْواً3 وَ اَللَّهِ لَكَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَيْهِ بَيْنَ اَلرُّكْنِ وَ اَلْمَقَامِ يُبَايِعُ اَلنَّاسَ عَلَى كِتَابٍ جَدِيدٍ عَلَى اَلْعَرَبِ شَدِيدٌ وَ قَالَ وَيْلٌ لِطُغَاةِ اَلْعَرَبِ مِنْ شَرٍّ قَدِ اِقْتَرَبَ.
2 – حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ بَعْضِ رِجَالِهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عُمَارَةَ اَلْكِنَانِيِّ4 قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ سِنَانٍ عَنْ أَبِي اَلْجَارُودِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ:
قُلْتُ لَهُ عَلَيْهِ السَّلاَمُ أَوْصِنِي فَقَالَ أُوصِيكَ بِتَقْوَى اَللَّهِ وَ أَنْ تَلْزَمَ بَيْتَكَ وَ تَقْعُدَ فِي دَهْمَاءِ5هَؤُلاَءِ اَلنَّاسِ وَ إِيَّاكَ وَ اَلْخَوَارِجَ مِنَّا6 فَإِنَّهُمْ لَيْسُوا عَلَى شَيْءٍ وَ لاَ إِلَى شَيْءٍ –
(1) . الحلس كل ما يوضع على ظهر الدابّة، و هو كناية عن السكون و عدم اظهار المخالفة أو الموافقة.
(2) . ألبد بالمكان: أقام به، و لبد الشيء بالارض يلبد – بالضم – أى لصق.
(3) . أتى حبوا أي على يديه و ركبتيه، يعنى أسرعوا في اجابة داعينا بأى وجه ممكن.
(4) . كذا، و لعله البكرى المعنون في الجامع.
(5) . الدهماء – بفتح الدال المهملة: جماعة الناس، و العدد الكثير.
(6) . أي ائمة الزيدية، و ساداتهم مثل بنى الحسن (عليه السّلام).
195وَ اِعْلَمْ أَنَّ لِبَنِي أُمَيَّةَ مُلْكاً لاَ يَسْتَطِيعُ اَلنَّاسُ أَنْ تَرْدَعَهُ1 وَ أَنَّ لِأَهْلِ اَلْحَقِّ دَوْلَةً إِذَا جَاءَتْ وَلاَّهَا اَللَّهُ لِمَنْ يَشَاءَ مِنَّا أَهْلَ اَلْبَيْتِ فَمَنْ أَدْرَكَهَا مِنْكُمْ كَانَ عِنْدَنَا فِي اَلسَّنَامِ اَلْأَعْلَى2 وَ إِنْ قَبَضَهُ اَللَّهُ قَبْلَ ذَلِكَ خَارَ لَهُ وَ اِعْلَمْ أَنَّهُ لاَ تَقُومُ عِصَابَةٌ تَدْفَعُ ضَيْماً أَوْ تُعِزُّ دِيناً إِلاَّ صَرَعَتْهُمُ اَلْمَنِيَّةُ وَ اَلْبَلِيَّةُ3 حَتَّى تَقُومَ عِصَابَةٌ شَهِدُوا بَدْراً مَعَ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ لاَ يُوَارَى قَتِيلُهُمْ وَ يُرْفَعُ صَرِيعُهُمْ4 وَ لاَ يُدَاوَى جَرِيحُهُمْ قُلْتُ مَنْ هُمْ قَالَ اَلْمَلاَئِكَةُ.
3 – وَ أَخْبَرَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِيدٍ قَالَ حَدَّثَنِي عَلِيُّ بْنُ اَلْحَسَنِ اَلتَّيْمُلِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا اَلْحَسَنُ وَ مُحَمَّدٌ اِبْنَا عَلِيِّ بْنِ يُوسُفَ عَنْ أَبِيهِمَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عَلِيٍّ اَلْحَلَبِيِّ عَنْ صَالِحِ بْنِ أَبِي اَلْأَسْوَدِ عَنْ أَبِي اَلْجَارُودِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ يَقُولُ:
لَيْسَ مِنَّا أَهْلَ اَلْبَيْتِ أَحَدٌ يَدْفَعُ ضَيْماً وَ لاَ يَدْعُو إِلَى حَقٍّ إِلاَّ صَرَعَتْهُ اَلْبَلِيَّةُ حَتَّى تَقُومَ عِصَابَةٌ شَهِدَتْ بَدْراً لاَ يُوَارَى قَتِيلُهَا وَ لاَ يُدَاوَى جَرِيحُهَا قُلْتُ مَنْ عَنَى أَبُو جَعْفَرٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ بِذَلِكَ قَالَ اَلْمَلاَئِكَةَ.
4 – حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ هَمَّامٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ اَلْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ جُمْهُورٍ جَمِيعاً عَنِ اَلْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ جُمْهُورٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ أَبِي اَلْجَارُودِ عَنِ اَلْقَاسِمِ بْنِ اَلْوَلِيدِ اَلْهَمْدَانِيِّ عَنِ اَلْحَارِثِ اَلْأَعْوَرِ اَلْهَمْدَانِيِّ قَالَ قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ عَلَى اَلْمِنْبَرِ: إِذَا هَلَكَ اَلْخَاطِبُ5 وَ زَاغَ صَاحِبُ اَلْعَصْرِ وَ بَقِيَتْ قُلُوبٌ تَتَقَلَّبُ فَمِنْ مُخْصِبٍ
(1) . أي ردّه عنهم. و في بعض النسخ «نزعه».
(2) . أي في المقام الرفيع، و السنام هو أعلى كل شيء.
(3) . الضيم – الظلم، و المنية: الموت، و صرعه صرعا و صراعا أي طرحه على الأرض.
(4) . قال العلاّمة المجلسيّ (ره): قوله «قتيلهم» أي الذين يقتلهم تلك العصابة، و الحاصل أن من يقتلهم الملائكة لا يوارون في التراب، و لا يرفع من صرعوهم، و لا يقبل الدواء من جرحوهم – انتهى، و أقول: الظاهر أنّه ليس فيهم – أعنى تلك العصابة – قتيل و لا صريع و لا جريح حتّى يحتاج الى الدفن او الرفع أو التداوي، و يؤيد ذلك ما يأتي تحت رقم 4.
(5) . لعل المراد بالخاطب الطالب للخلافة، أو الخطيب الذي يقوم بغير الحق، أو بالحاء المهملة أي جالب الحطب.
196وَ مُجْدِبٍ هَلَكَ اَلْمُتَمَنُّونَ وَ اِضْمَحَلَّ اَلْمُضْمَحِلُّونَ وَ بَقِيَ اَلْمُؤْمِنُونَ وَ قَلِيلٌ مَا يَكُونُونَ ثَلاَثُمِائَةٍ أَوْ يَزِيدُونَ تُجَاهِدُ1 مَعَهُمْ عِصَابَةٌ جَاهَدَتْ مَعَ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ يَوْمَ بَدْرٍ لَمْ تُقْتَلْ وَ لَمْ تَمُتْ.
معنى قول أمير المؤمنين عليه السّلام و زاغ صاحب العصر أراد صاحب هذا الزمان الغائب الزائغ عن أبصار هذا الخلق لتدبير الله الواقع ثم قال و بقيت قلوب تتقلب فمن مخصب و مجدب و هي قلوب الشيعة المتقلبة عند هذه الغيبة2 و الحيرة فمن ثابِتٍ منها على الحق مخصِبٍ و من عادِلٍ عنها إلى الضلال و زخرفِ المقال مُجْدِبٍ ثم قال هلك المتمنون ذما لهم و هم الذين يستعجلون أمر الله و لا يسلمون له و يستطيلون الأمد فيهلكون قبل أن يروا فرجا و يبقي الله من يشاء أن يبقيه من أهل الصبر و التسليم حتى يلحقه بمرتبته و هم المؤمنون و هم المخلصون القليلون الذين ذكر عليه السّلام أنهم ثلاثمائة أو يزيدون ممن يؤهله الله بقوة إيمانه و صحة يقينه لنصرة وليه عليه السّلام و جهاد عدوه و هم كما جاءت الرواية عماله و حكامه في الأرض عند استقرار الدار به و وضع اَلْحَرْبُ أَوْزٰارَهٰا
ثم قال أمير المؤمنين عليه السّلام تجاهد معهم عصابة جاهدت3 مع رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله يوم بدر لم تقتل و لم تمت يريد أن الله عز و جل يؤيد أصحاب القائم عليه السلام هؤلاء الثلاث مائة و النيف الخلص بملائكة بدر و هم أعدادهم جعلنا الله ممن يؤهله لنصرة دينه مع وليه عليه السّلام و فعل بنا في ذلك ما هو أهله
5 – أَخْبَرَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِيدٍ قَالَ حَدَّثَنَا حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ اَلْكُوفِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ اَلصَّبَّاحِ بْنِ اَلضَّحَّاكِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ سَيْفٍ اَلتَّمَّارِ عَنْ أَبِي اَلْمُرْهِفِ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ: هَلَكَتِ اَلْمَحَاضِيرُ قَالَ قُلْتُ وَ مَا اَلْمَحَاضِيرُ –
(1) . في بعض النسخ «تجالد معهم عصابة جالدت مع رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله يوم بدر» و جالد بالسيف: ضارب به.
(2) . في بعض النسخ «المتقلبة عن هذه الغيبة».
(3) . في بعض النسخ «تجالد معهم عصابة جالدت – الخ».
197قَالَ اَلْمُسْتَعْجِلُونَ وَ نَجَا اَلْمُقَرَّبُونَ1 وَ ثَبَتَ اَلْحِصْنُ عَلَى أَوْتَادِهَا كُونُوا أَحْلاَسَ بُيُوتِكُمْ فَإِنَّ اَلْغَبَرَةَ عَلَى مَنْ أَثَارَهَا2 وَ إِنَّهُمْ لاَ يُرِيدُونَكُمْ بِجَائِحَةٍ إِلاَّ أَتَاهُمُ اَللَّهُ بِشَاغِلٍ إِلاَّ مَنْ تَعَرَّضَ لَهُمْ 3 .
6 – حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِيدٍ قَالَ حَدَّثَنِي يَحْيَى بْنُ زَكَرِيَّا بْنِ شَيْبَانَ قَالَ حَدَّثَنَا يُوسُفُ بْنُ كُلَيْبٍ اَلْمَسْعُودِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا اَلْحَكَمُ بْنُ سُلَيْمَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ كَثِيرٍ عَنْ أَبِي بَكْرٍ اَلْحَضْرَمِيِّ قَالَ: دَخَلْتُ أَنَا وَ أَبَانٌ عَلَى أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ وَ ذَلِكَ حِينَ ظَهَرَتِ اَلرَّايَاتُ اَلسُّودُ بِخُرَاسَانَ فَقُلْنَا مَا تَرَى فَقَالَ اِجْلِسُوا فِي بُيُوتِكُمْ فَإِذَا رَأَيْتُمُونَا قَدِ اِجْتَمَعْنَا عَلَى رَجُلٍ فَانْهَدُوا إِلَيْنَا بِالسِّلاَحِ 4 .
7- وَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ هَمَّامٍ قَالَ حَدَّثَنِي جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ مَالِكٍ اَلْفَزَارِيُّ قَالَ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ: كُفُّوا أَلْسِنَتَكُمْ وَ اِلْزَمُوا بُيُوتَكُمْ فَإِنَّهُ لاَ يُصِيبُكُمْ أَمْرٌ تُخَصُّونَ بِهِ أَبَداً وَ يُصِيبُ اَلْعَامَّةَ5 وَ لاَ تَزَالُ اَلزَّيْدِيَّةُ وِقَاءً لَكُمْ أَبَداً.
8 – وَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ أَحْمَدَ قَالَ حَدَّثَنَا عُبَيْدُ اَللَّهِ بْنُ مُوسَى اَلْعَلَوِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُوسَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي أَحْمَدَ6 عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَسَّانَ عَنْ
(1) . المحاضير: جمع المحضير و هو الفرس الكثير العدو، و المقربون – بكسر الراء مشددة – اى الذين يقولون الفرج قريب و يرجون قربه أو يدعون لقربه. أو بفتح الراء أي الصابرون الذين فازوا بالصبر بقربه تعالى. (البحار) و في بعض النسخ «المقرون».
(2) . في بعض النسخ «الفتنة على من أثارها» أي يعود ضررها الى من أثارها أكثر من ضرره الى غيره كما أن بالغبار يتضرر مثيرها أكثر من غيره.
(3) . في بعض النسخ «لامر يعرض لهم»، و الجائحة: النازلة.
(4) . نهد الى العدو ينهد – بالفتح – أى نهض. (الصحاح).
(5) . في بعض النسخ «و يصيب الغلمة و لا تزال وقاء لكم» بدون كلمة «الزيدية»، و هى – بالكسر – جمع غلام. و في بعض النسخ «و لا يصيب العامّة» بزيادة «لا».
(6) . كذا و لعله أحمد بن أبي أحمد الوراق الجرجانى الآتي.
198 عَبْدِ اَلرَّحْمَنِ بْنِ كَثِيرٍ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ يَوْماً وَ عِنْدَهُ مِهْزَمٌ اَلْأَسَدِيُّ فَقَالَ جَعَلَنِيَ اَللَّهُ فِدَاكَ مَتَى هَذَا اَلْأَمْرُ اَلَّذِي تَنْتَظِرُونَهُ فَقَدْ طَالَ عَلَيْنَا فَقَالَ يَا مِهْزَمُ كَذَبَ اَلْمُتَمَنُّونَ وَ هَلَكَ اَلْمُسْتَعْجِلُونَ وَ نَجَا اَلْمُسَلِّمُونَ وَ إِلَيْنَا يَصِيرُونَ.
9 – عَلِيُّ بْنُ أَحْمَدَ عَنْ عُبَيْدِ اَللَّهِ بْنِ مُوسَى اَلْعَلَوِيِّ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ اَلْحَسَنِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَسَّانَ عَنْ عَبْدِ اَلرَّحْمَنِ بْنِ كَثِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ: فِي قَوْلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ – أَتىٰ أَمْرُ اَللّٰهِ فَلاٰ تَسْتَعْجِلُوهُ
1
قَالَ هُوَ أَمْرُنَا أَمَرَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ لاَ تَسْتَعْجِلَ بِهِ حَتَّى يُؤَيِّدَهُ اَللَّهُ بِثَلاَثَةِ أَجْنَادٍ اَلْمَلاَئِكَةِ وَ اَلْمُؤْمِنِينَ وَ اَلرُّعْبِ وَ خُرُوجُهُ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ كَخُرُوجِ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ ذَلِكَ قَوْلُهُ تَعَالَى – كَمٰا أَخْرَجَكَ رَبُّكَ مِنْ بَيْتِكَ بِالْحَقِّ
2
.
10- أَخْبَرَنَا مُحَمَّدُ بْنُ هَمَّامٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ اَلْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ جُمْهُورٍ جَمِيعاً عَنِ اَلْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ جُمْهُورٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ صَالِحِ بْنِ مِيثَمٍ وَ يَحْيَى بْنِ سَابِقٍ3 جَمِيعاً عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ اَلْبَاقِرِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ: هَلَكَ أَصْحَابُ اَلْمَحَاضِيرِ وَ نَجَا اَلْمُقَرَّبُونَ وَ ثَبَتَ اَلْحِصْنُ عَلَى أَوْتَادِهَا إِنَّ بَعْدَ اَلْغَمِّ فَتْحاً عَجِيباً.
11- وَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِيدٍ اِبْنُ عُقْدَةَ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ يُوسُفَ بْنِ يَعْقُوبَ اَلْجُعْفِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا إِسْمَاعِيلُ بْنُ مِهْرَانَ قَالَ حَدَّثَنَا اَلْحَسَنُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنِ اَلْحَكَمِ بْنِ أَيْمَنَ عَنْ ضُرَيْسٍ اَلْكُنَاسِيِّ عَنْ أَبِي خَالِدٍ اَلْكَابُلِيِّ قَالَ قَالَ عَلِيُّ بْنُ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِمَا السَّلاَمُ: لَوَدِدْتُ أَنِّي تُرِكْتُ فَكَلَّمْتُ اَلنَّاسَ ثَلاَثاً ثُمَّ قَضَى اَللَّهُ فِي مَا أَحَبَّ وَ لَكِنْ عَزْمَةٌ مِنَ اَللَّهِ أَنْ نَصْبِرَ ثُمَّ تَلاَ هَذِهِ اَلْآيَةَ – وَ لَتَعْلَمُنَّ نَبَأَهُ بَعْدَ حِينٍ
4
ثُمَّ تَلاَ أَيْضاً قَوْلَهُ تَعَالَى – وَ لَتَسْمَعُنَّ مِنَ اَلَّذِينَ أُوتُوا اَلْكِتٰابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَ مِنَ اَلَّذِينَ أَشْرَكُوا أَذىً كَثِيراً وَ إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا فَإِنَّ ذٰلِكَ مِنْ عَزْمِ
(1) . النحل: 1.
(2) . الأنفال: 5.
(3) . في بعض النسخ «صالح بن نبط؛ و بكر بن المثنى».
(4) . ص: 88.
199 اَلْأُمُورِ
1
.
12 – عَلِيُّ بْنُ أَحْمَدَ قَالَ حَدَّثَنَا عُبَيْدُ اَللَّهِ بْنُ مُوسَى اَلْعَلَوِيُّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عُمَرَ اَلْيَمَانِيِّ عَنْ أَبِي اَلطُّفَيْلِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِ عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِمَا السَّلاَمُ: أَنَّ اِبْنَ عَبَّاسٍ بَعَثَ إِلَيْهِ مَنْ يَسْأَلُهُ عَنْ هَذِهِ اَلْآيَةِ – يٰا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا اِصْبِرُوا وَ صٰابِرُوا وَ رٰابِطُوا
2
فَغَضِبَ عَلِيُّ بْنُ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِمَا السَّلاَمُ وَ قَالَ لِلسَّائِلِ وَدِدْتُ أَنَّ اَلَّذِي أَمَرَكَ بِهَذَا وَاجَهَنِي بِهِ ثُمَّ قَالَ نَزَلَتْ فِي أَبِي وَ فِينَا وَ لَمْ يَكُنِ اَلرِّبَاطُ اَلَّذِي أُمِرْنَا بِهِ بَعْدُ وَ سَيَكُونُ ذَلِكَ ذُرِّيَّةً مِنْ نَسْلِنَا اَلْمُرَابِطُ ثُمَّ قَالَ أَمَا إِنَّ فِي صُلْبِهِ يَعْنِي اِبْنَ عَبَّاسٍ وَدِيعَةً ذُرِئَتْ لِنَارِ جَهَنَّمَ سَيُخْرِجُونَ أَقْوَاماً مِنْ دِينِ اَللَّهِ أَفْوَاجاً وَ سَتُصْبَغُ اَلْأَرْضُ بِدِمَاءِ فِرَاخٍ مِنْ فِرَاخِ آلِ مُحَمَّدٍ عَلَيْهِمُ السَّلاَمُ تَنْهَضُ تِلْكَ اَلْفِرَاخُ فِي غَيْرِ وَقْتٍ وَ تَطْلُبُ غَيْرَ مُدْرَكٍ وَ يُرَابِطُ اَلَّذِينَ آمَنُوا وَ يَصْبِرُونَ وَ يُصَابِرُونَ حَتّٰى يَحْكُمَ اَللّٰهُ وَ هُوَ خَيْرُ اَلْحٰاكِمِينَ
.
13- حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ أَحْمَدَ عَنْ عُبَيْدِ اَللَّهِ بْنِ مُوسَى عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنِ اَلْقَاسِمِ بْنِ عُرْوَةَ عَنْ بُرَيْدِ بْنِ مُعَاوِيَةَ اَلْعِجْلِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ اَلْبَاقِرِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ: فِي قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ – اِصْبِرُوا وَ صٰابِرُوا وَ رٰابِطُوا
فَقَالَ اِصْبِرُوا
عَلَى أَدَاءِ اَلْفَرَائِضِ وَ صٰابِرُوا
عَدُوَّكُمْ وَ رٰابِطُوا
إِمَامَكُمُ اَلْمُنْتَظَرَ.
14 – حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ هَمَّامٍ قَالَ حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ مَالِكٍ قَالَ حَدَّثَنِي أَحْمَدُ بْنُ عَلِيٍّ اَلْجُعْفِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ اَلْمُثَنَّى اَلْحَضْرَمِيِّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ زَيْدٍ 3عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ اَلْبَاقِرِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: مَثَلُ خُرُوجِ اَلْقَائِمِ مِنَّا أَهْلَ اَلْبَيْتِ كَخُرُوجِ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ مَثَلُ مَنْ خَرَجَ مِنَّا أَهْلَ اَلْبَيْتِ قَبْلَ قِيَامِ اَلْقَائِمِ مَثَلُ فَرْخٍ طَارَ فَوَقَعَ مِنْ وَكْرِهِ4 فَتَلاَعَبَتْ بِهِ اَلصِّبْيَانُ.
(1) . آل عمران: 186.
(2) . آل عمران: 200.
(3) . عثمان بن زيد بن عدى الجهنيّ كان من أصحاب أبي عبد اللّه عليه السلام.
(4) . في منقوله في البحار «و وقع في كوة فتلاعب به الصبيان».
200 15- حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ أَحْمَدَ عَنْ عُبَيْدِ اَللَّهِ بْنِ مُوسَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ اَلْحُسَيْنِ 1عَنْ عَلِيِّ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ مُوسَى بْنِ أُكَيْلٍ اَلنُّمَيْرِيِّ عَنِ اَلْعَلاَءِ بْنِ سَيَابَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ: مَنْ مَاتَ مِنْكُمْ عَلَى هَذَا اَلْأَمْرِ مُنْتَظِراً كَانَ كَمَنْ هُوَ فِي اَلْفُسْطَاطِ اَلَّذِي لِلْقَائِمِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ2.
16 – حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِيدٍ اِبْنُ عُقْدَةَ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ يُوسُفَ بْنِ يَعْقُوبَ اَلْجُعْفِيُّ أَبُو اَلْحَسَنِ قَالَ حَدَّثَنَا إِسْمَاعِيلُ بْنُ مِهْرَانَ قَالَ حَدَّثَنَا اَلْحَسَنُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِيهِ وَ وُهَيْبِ بْنِ حَفْصٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ: أَنَّهُ قَالَ ذَاتَ يَوْمٍ أَ لاَ أُخْبِرُكُمْ بِمَا لاَ يَقْبَلُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنَ اَلْعِبَادِ عَمَلاً إِلاَّ بِهِ فَقُلْتُ بَلَى فَقَالَ شَهَادَةُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ وَ اَلْإِقْرَارُ بِمَا أَمَرَ اَللَّهُ وَ اَلْوَلاَيَةُ لَنَا وَ اَلْبَرَاءَةُ مِنْ أَعْدَائِنَا يَعْنِي اَلْأَئِمَّةَ خَاصَّةً وَ اَلتَّسْلِيمَ لَهُمْ وَ اَلْوَرَعُ وَ اَلاِجْتِهَادُ وَ اَلطُّمَأْنِينَةُ وَ اَلاِنْتِظَارُ لِلْقَائِمِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ ثُمَّ قَالَ إِنَّ لَنَا دَوْلَةً يَجِيءُ اَللَّهُ بِهَا إِذَا شَاءَ ثُمَّ قَالَ مَنْ سَرَّهُ أَنْ يَكُونَ مِنْ أَصْحَابِ اَلْقَائِمِ فَلْيَنْتَظِرْ وَ لْيَعْمَلْ بِالْوَرَعِ وَ مَحَاسِنِ اَلْأَخْلاَقِ وَ هُوَ مُنْتَظِرٌ فَإِنْ مَاتَ وَ قَامَ اَلْقَائِمُ بَعْدَهُ كَانَ لَهُ مِنَ اَلْأَجْرِ مِثْلُ أَجْرِ مَنْ أَدْرَكَهُ فَجِدُّوا وَ اِنْتَظِرُوا3 هَنِيئاً لَكُمْ أَيَّتُهَا اَلْعِصَابَةُ اَلْمَرْحُومَةُ .
17 – عَلِيُّ بْنُ أَحْمَدَ عَنْ عُبَيْدِ اَللَّهِ بْنِ مُوسَى اَلْعَلَوِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ اَلْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مَرْوَانَ عَنْ مُنَخَّلِ بْنِ جَمِيلٍ عَنْ جَابِرِ بْنِ يَزِيدَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ اَلْبَاقِرِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ: اُسْكُنُوا مَا سَكَنَتِ اَلسَّمَاوَاتُ وَ اَلْأَرْضُ أَيْ لاَ تَخْرُجُوا عَلَى أَحَدٍ فَإِنَّ أَمْرَكُمْ لَيْسَ بِهِ خَفَاءٌ أَلاَ إِنَّهَا آيَةٌ مِنَ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لَيْسَتْ مِنَ اَلنَّاسِ -4
(1) . الظاهر هو أحمد بن الحسين بن سعيد بن عثمان أبو عبد اللّه القرشيّ. و في بعض النسخ «أحمد بن الحسن» و كأنّه أحمد بن الحسن بن عليّ بن فضال.
(2) . في بعض النسخ «كان كمن في فسطاط القائم عليه السلام».
(3) . في بعض النسخ «فجدوا تعطوا، هنيئا، هنيئا».
(4) . في بعض النسخ «آية من اللّه عزّ و جلّ جعلها بين الناس».
201أَلاَ إِنَّهَا أَضْوَأُ مِنَ اَلشَّمْسِ لاَ تَخْفَى عَلَى بَرٍّ وَ لاَ فَاجِرٍ أَ تَعْرِفُونَ اَلصُّبْحَ فَإِنَّهَا كَالصُّبْحِ لَيْسَ بِهِ خَفَاءٌ.
انظروا رحمكم الله إلى هذا التأديب من الأئمة عليهم السّلام و إلى أمرهم و رسمهم في الصبر و الكف و الانتظار للفرج و ذكرهم هلاك المحاضير و المستعجلين و كذب المتمنين و وصفهم نجاة المسلمين و مدحهم الصابرين الثابتين و تشبيههم إياهم1على الثبات بثبات الحصن على أوتادها فتأدبوا رحمكم الله بتأديبهم و امتثلوا أمرهم و سلموا لقولهم و لا تجاوزوا رسمهم و لا تكونوا ممن أردته الهوى و العجلة و مال به الحرص عن الهدى و المحجة البيضاء وفقنا الله و إياكم لما فيه السلامة من الفتنة و ثبتنا و إياكم على حسن البصيرة و أسلكنا و إياكم الطريق المستقيمة الموصلة إلى رضوانه المكسبة سكنى جنانه مع خيرته و خلصائه بمنه و إحسانه