باب – 19 (آنچه در بارۀ پرچم رسول خدا صلّى اللّٰه علیه و آله آمده است و اینکه آن پرچم را پس از روز جمل کسى جز امام قائم علیه السّلام بر نخواهد افراشت)
1 – ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: «هنگامى که امیر المؤمنین علیه السّلام و اهل بصره با هم برخوردند آن حضرت پرچم را – پرچم رسول خدا صلّى اللّٰه علیه و آله را – برافراشت پس قدمهاى آنان به لرزه افتاده و هنوز آفتاب زره نشده بود که گفتند: اى فرزند ابی طالب ما ایمان آوردیم، در این هنگام آن حضرت دستور فرمود: «اسیران را نکشید و
426 کار زخمیان را یکسره نکنید و آنان را به قتل نرسانید و آن را که روى از جنگ برتافته و مىگریزد دنبال نکنید، و هر کس سلاح خود را بر زمین گذارد در امان است و هر کس در خانۀ خویش را ببندد در امان است» و چون روز صفّین فرا رسید برافراشتن آن پرچم را از آن حضرت درخواست کردند آن حضرت نپذیرفت. پس حسن و حسین علیهما السّلام و عمّار یاسر رحمه اللّٰه را نزد او واسطه ساختند، آن حضرت به حسن علیه السّلام فرمود: پسر جانم عمّار یاسر رحمه اللّٰه را نزد او واسطه ساختند، آن حضرت به حسن علیه السّلام فرمود: پسر جانم همانا این مردم را مدّتى مقرّر شده است که بدان برسند، و این پرچم پرچمى است که پس از من هیچ کس جز قائم صلوات اللّٰه علیه آن را بر نخواهد افراشت».
2 – ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: قائم خروج نخواهد کرد مگر حلقۀ سپاه به کمال و تمام رسیده، عرض کردم: آنکه حلقه بدان کامل شود چقدر است؟ فرمود: ده هزار است که جبرئیل از سوى راست آن و میکائیل از طرف چپ آن قرار دارند، سپس پرچم را به اهتزاز در آورد و با آن روان گردد، پس هیچ کس در مشرق و مغرب نماند مگر اینکه آن پرچم را لعنت کند و آن همان پرچم رسول خدا صلّى اللّٰه علیه و آله است، که جبرئیل در روز بدر آن را فرود آورد.
سپس فرمود: اى ابا محمّد به خدا قسم آن پرچم نه از پنبه است و نه از کتان و نه از ابریشم و نه از حریر، عرض کردم: پس از چه چیزى است؟ فرمود: از ورق (برگ)
427 بهشتى است، رسول خدا صلّى اللّٰه علیه و آله در روز بدر آن را برافراشت، و بعد آن را در پیچید و به علىّ علیه السّلام داد، پس همچنان نزد علىّ علیه السّلام بود تا هنگامى که روز بصره فرا رسید آن را برافراشت پس خداوند پیروزى نصیب او ساخت، سپس آن حضرت آن را در هم پیچید و آن اینجا نزد ما است، هیچ کس آن را نخواهد گشود تا آنگاه که قائم قیام کند، و چون او قیام نمود آن را بر خواهد افراشت پس هیچ کس در مشرق و مغرب باقى نماند مگر اینکه آن را لعنت کند (یعنى بیزارى از آن جوید) و ترس و هراس به مقدار یک ماهه راه پیشاپیش آن و یک ماه از پس آن و یک ماه از جانب راست آن و یک ماه از چپ آن پرچم در حرکت باشد، سپس فرمود: اى أبا محمّد او در حالى که خون (نیاکان خویش که) مطالبه نشده دارد و خشمگین و متأسّف است به خاطر خشم خداوند بر این مردم، خروج خواهد کرد، پیراهن رسول خدا صلّى اللّٰه علیه و آله که در روز احد به تن داشت بر تن او است و نیز عمامۀ سحاب او، و زرۀ بلند رسول خدا صلّى اللّٰه علیه و آله و شمشیر او [شمشیر رسول خدا صلّى اللّٰه علیه و آله] ذو الفقار، و هشت ماه شمشیر برهنه بر دوش دارد و بىباکانه مىکشد، نخستین مرحلۀ شروعش با بنى شبیه است (پردهداران خانه کعبه) پس دستهاى ایشان را مىبرد و آنها را در کعبه مىآویزد و منادى آن حضرت اعلام مىکند: اینان دزدان خدایند، سپس به قریش مىپردازد، از ایشان جز شمشیر دریافت نمىکند و به ایشان جز
428 شمشیر ارزانى نمىدارد (فقط شمشیر ردّ و بدل مىکند) و قائم خروج نخواهد کرد تا آنگاه که دو فرمان مبنى بر بیزارى از علىّ علیه السّلام خوانده مىشود: فرمانى در بصره و فرمانى در کوفه».
3 – ابو حمزه ثمالى گوید: امام باقر علیه السّلام به من فرمود: «اى ثابت گوئى که من هم اکنون قائم خاندان خویش را مىنگرم که به این نجف شما نزدیک مىشود – و با دست خود به سمت کوفه اشاره فرمود – و همین که به نجف شما نزدیک شود پرچم رسول خدا صلّى اللّٰه علیه و آله را برخواهد افراشت و چون آن را برافرازد فرشتگان بدر بر او فرد آیند، عرض کردم:
پرچم رسول خدا صلّى اللّٰه علیه و آله چیست؟ فرمود: میلۀ آن از عمودهاى عرش خدا و رحمت اوست و علمدار آن پرچم نصرتى از یارى خداوند است، با آن پرچم به چیزى فرود نمىآید مگر اینکه خداوند آن را نابود مىسازد، عرض کردم: پس نزد شما پنهان است تا آنکه قائم علیه السّلام قیام کند یا (به موقع) براى او مىآورند؟ فرمود: نه، بلکه برایش خواهند آورد، عرض کردم: چه کسى براى او مىآورد؟ فرمود: جبرئیل علیه السّلام».
429 4 – أبان بن تغلب گوید: شنیدم امام صادق علیه السّلام مىفرمود: «گوئى قائم را مىبینم بر نجف کوفه، که جامهاى از استبرق به تن دارد و زرۀ رسول خدا صلّى اللّٰه علیه و آله را مىپوشد و چون آن را پوشید به تن او، از هم باز و گشاد مىشود تا اندازۀ بدن آن حضرت گردد. سپس سوار بر اسبى سیاه و سفید مىشود که میان دو چشمش سفیدى مشخّص و آشکارى است، پرچم رسول خدا صلّى اللّٰه علیه و آله با اوست، عرض کردم، پرچم اکنون موجود و پنهان است یا براى او آورده مىشود؟ فرمود: جبرئیل آن را براى آن حضرت مىآورد، میلۀ آن از عمودهاى عرش خدا، و سایر آن از نصرت خداوند است، با آن پرچم بر چیزى فرود نمىآید مگر اینکه خداوند آن را نابود مىسازد، و با آن نه هزار فرشته فرود مىآیند و نیز سیصد و سیزده فرشته، عرض کردم: فدایت گردم آیا همۀ این فرشتگان همراه اوست؟ فرمود: آرى، آنان همان فرشتگانى هستند که با نوح در کشتى بودند، و همان فرشتگانى هستند که وقتى ابراهیم به آتش افکنده شد همراه او بودند، و همانهائى هستند که وقتى دریا براى موسى شکافته شد همراه او بودند، و همانهائى هستند که وقتى خداوند عیسى را به سوى خویش به آسمان برد همراه او بودند، و چهار هزار فرشتۀ نشان دار هستند که با رسول خدا صلّى اللّٰه علیه و آله همراه بودند، و سیصد و سیزده فرشتهاى که در روز بدر با آن حضرت بودند، و همراه با آنان چهار هزار فرشتهاى هستند که به آسمان بالا رفتند تا
430 اجازۀ جنگیدن در رکاب حسین علیه السّلام بگیرند، ولى هنگامى به زمین بازگشتند که آن حضرت کشته شده بود، و آنان در کنار قبر آن حضرت پریشان موى و غبار آلود ماندند و بر آن حضرت تا روز قیامت مىگریند، و آنان خروج قائم علیه السّلام را انتظار مىکشند» 5 – أبان بن تغلب گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: «گوئى قائم را هم اکنون مى بینم، که هنگامى که بر پشت نجف مستقر مىشود زرۀ سفید (درع) رسول خدا صلّى اللّٰه علیه و آله را به تن مىکند، و آن بر پیکرش گشاد مىگردد و از بدن او گشادهتر است، پس آن را به دور بدن خود مىپیچد، پس با جامهاى از حریر بهشتى زره را مىپوشاند و سوار بر اسبى سفید و سیاه مىشود که میان دو چشمش سفیدى است، پس با آن اسب گردش مىکند چنان گردشى که اهل هیچ شهرى باقى نمىماند مگر اینکه همه مىبینند که او با آنان و در شهر آنان است، و پرچم رسول خدا صلّى اللّٰه علیه و آله را بر مىفرازد، میلۀ آن پرچم از عمودهاى عرش خدا و سایر آن از نصرت خداوند است، بر چیزى با آن فرود نمىآید مگر اینکه خداوند آن را نابود مىسازد، عرض کردم: آیا آن پرچم اکنون موجود و پنهان است یا براى او آورده مىشود؟ فرمود: جبرئیل علیه السّلام آن را مىآورد، و چون آن را به اهتزاز در آورد هیچ مؤمنى نمىماند مگر اینکه دلش از پارۀ آهن سختتر مىشود و نیروى چهل
431 مرد مىیابد و هیچ مؤمن مردهاى باقى نمىماند مگر اینکه آن شادى در قبرش بر او وارد مىشود و این بدان خاطر است که آنان در قبرهاى خود یک دیگر را ملاقات مىکنند و مژدۀ قیام قائم علیه السّلام را به یک دیگر مىدهند، و سیزده هزار و سیصد و سیزده (13313) فرشته بر آن حضرت فرود مىآیند. گوید، عرض کردم: همۀ این فرشتگان آیا با هیچ یک از پیامبران پیش از حضرت قائم علیه السّلام بودهاند؟ فرمود: آرى آنان همان فرشتگانى هستند که با نوح در کشتى بودند، و همانهائى هستند که وقتى ابراهیم به آتش افکنده شد همراه او بودند، و همانهائى هستند که با موسى بودند وقتى دریا (برایش) شکافته شد، و همانهائى هستند که وقتى خداوند عیسى را به سوى خود به آسمان برد همراه او بودند، و چهار هزار فرشتهاى که با پیغمبر صلّى اللّٰه علیه و آله همراه بودند و سیصد و سیزده فرشتهاى که در روز بدر آمدند و چهار هزارى که به زمین فرود آمدند تا به همراه حسین علیه السّلام به نبرد پردازند، و به ایشان اجازه داده نشد، و براى کسب دستور باز گشتند، و دیگر بار که فرود آمدند زمانى بود که حسین علیه السّلام شهید شده بود، پس آنان در کنار قبر آن حضرت پریشان موى و غبار آلود تا روز قیامت بر او گریه مىکنند، و سرکردۀ ایشان فرشتهاى است که منصور نامیده مىشود، هیچ زیارتکنندهاى به زیارت آن حضرت نمىرود مگر اینکه آنان او را استقبال مىکنند، و هیچ وداعکنندهاى
432 با آن حضرت خداحافظى نمىکند مگر اینکه آنان او را بدرقه مىکنند و بیمارى نیست مگر اینکه آنان او را عیادت مىکنند و از آنها کسى نمىمیرد مگر اینکه بر او نماز مىگزارند و پس از مرگش براى او آمرزش مىطلبند، و جملگى اینان قیام قائم علیه السّلام را انتظار مىکشند».
پس درود خداوند بر کسى که جایگاه و رتبه و مقامش نزد خداى عزّ و جلّ این چنین است و خداوند دور سازد آن کس را که این مقام را براى دیگرى غیر از او ادّعا مىکند، از آن جمله که نه در خورد نه سزاوار آنند و نه براى آن شایستگى دارند و نه مورد رضاى حقّ براى این مقام هستند و خدا با رحمت و منّ خویش ما را به دوستى او سرافراز دارد و ما را از یاوران و پیروان او قرار دهد.
متن عربی:
باب 19 ما جاء في ذكر راية رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و أنه لا ينشرها بعد يوم الجمل إلا القائم عليه السلام
1 – حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ هَمَّامٍ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مَابُنْدَاذَ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ هِلاَلٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ أَبِي اَلْمَغْرَاءِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ: لَمَّا اِلْتَقَى أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ وَ أَهْلُ اَلْبَصْرَةِ نَشَرَ اَلرَّايَةَ رَايَةَ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَزَلْزَلَتْ أَقْدَامُهُمْ فَمَا اِصْفَرَّتِ اَلشَّمْسُ حَتَّى قَالُوا آمِنَّا يَا اِبْنَ أَبِي طَالِبٍ فَعِنْدَ ذَلِكَ قَالَ لاَ تَقْتُلُوا اَلْأَسْرَى وَ لاَ تُجْهِزُوا اَلْجَرْحَى1 وَ لاَ تَتْبَعُوا مُوَلِّياً وَ مَنْ أَلْقَى سِلاَحَهُ فَهُوَ آمِنٌ وَ مَنْ أَغْلَقَ بَابَهُ فَهُوَ آمِنٌ وَ لَمَّا كَانَ يَوْمُ صِفِّينَ سَأَلُوهُ نَشْرَ اَلرَّايَةِ فَأَبَى عَلَيْهِمْ فَتَحَمَّلُوا عَلَيْهِ بِالْحَسَنِ وَ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِمَا السَّلاَمُ وَ عَمَّارِ بْنِ يَاسِرٍ رَضِيَ اَللَّهُ عَنْهُ فَقَالَ لِلْحَسَنِ يَا بُنَيَّ إِنَّ لِلْقَوْمِ مُدَّةً يَبْلُغُونَهَا وَ إِنَّ هَذِهِ رَايَةٌ لاَ يَنْشُرُهَا بَعْدِي إِلاَّ اَلْقَائِمُ صَلَوَاتُ اَللَّهِ عَلَيْهِ .
2 – أَخْبَرَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِيدٍ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ يَحْيَى بْنُ زَكَرِيَّا بْنِ شَيْبَانَ عَنْ يُونُسَ بْنِ كُلَيْبٍ عَنِ اَلْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ: لاَ يَخْرُجُ اَلْقَائِمُ عَلَيْهِ السَّلاَمُ حَتَّى يَكُونَ تَكْمِلَةُ اَلْحَلْقَةِ2قُلْتُ وَ كَمْ تَكْمِلَةُ اَلْحَلْقَةِ قَالَ عَشَرَةُ آلاَفٍ جَبْرَئِيلُ عَنْ يَمِينِهِ وَ مِيكَائِيلُ عَنْ يَسَارِهِ ثُمَّ يَهُزُّ اَلرَّايَةَ وَ يَسِيرُ بِهَا فَلاَ يَبْقَى أَحَدٌ فِي اَلْمَشْرِقِ وَ لاَ فِي اَلْمَغْرِبِ إِلاَّ لَعَنَهَا وَ هِيَ رَايَةُ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ نَزَلَ بِهَا جَبْرَئِيلُ يَوْمَ بَدْرٍ ثُمَّ قَالَ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ مَا هِيَ وَ اَللَّهِ قُطْنٌ وَ لاَ كَتَّانٌ وَ لاَ قَزٌّ وَ لاَ حَرِيرٌ قُلْتُ فَمِنْ
(1) . في بعض النسخ «لا تقتلوا الاسراء، و لا تجهزوا على جريح» جهز على الجريح و أجهز عليه: شد عليه و أتم قتله.
(2) . في بعض النسخ «حتى يكون في مثل الحلقة».
308أَيِّ شَيْءٍ هِيَ قَالَ مِنْ وَرَقِ اَلْجَنَّةِ نَشَرَهَا رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ يَوْمَ بَدْرٍ ثُمَّ لَفَّهَا وَ دَفَعَهَا إِلَى عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَلَمْ تَزَلْ عِنْدَ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ حَتَّى إِذَا كَانَ يَوْمُ اَلْبَصْرَةِ نَشَرَهَا أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَفَتَحَ اَللَّهُ عَلَيْهِ ثُمَّ لَفَّهَا وَ هِيَ عِنْدَنَا هُنَاكَ لاَ يَنْشُرُهَا أَحَدٌ حَتَّى يَقُومَ اَلْقَائِمُ فَإِذَا هُوَ قَامَ نَشَرَهَا فَلَمْ يَبْقَ أَحَدٌ فِي اَلْمَشْرِقِ وَ اَلْمَغْرِبِ إِلاَّ لَعَنَهَا وَ يَسِيرُ اَلرُّعْبُ قُدَّامَهَا شَهْراً وَ وَرَاءَهَا شَهْراً1 وَ عَنْ يَمِينِهَا شَهْراً وَ عَنْ يَسَارِهَا شَهْراً ثُمَّ قَالَ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ إِنَّهُ يَخْرُجُ مَوْتُوراً غَضْبَانَ أَسِفاً لِغَضَبِ اَللَّهِ عَلَى هَذَا اَلْخَلْقِ يَكُونُ عَلَيْهِ قَمِيصُ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ اَلَّذِي عَلَيْهِ يَوْمَ أُحُدٍ وَ عِمَامَتُهُ اَلسَّحَابُ وَ دِرْعُهُ دِرْعُ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ اَلسَّابِغَةُ2 وَ سَيْفُهُ سَيْفُ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ ذُو اَلْفَقَارِ يُجَرِّدُ اَلسَّيْفَ عَلَى عَاتِقِهِ ثَمَانِيَةَ أَشْهُرٍ يَقْتُلُ هَرْجاً فَأَوَّلُ مَا يَبْدَأُ بِبَنِي شَيْبَةَ3 فَيَقْطَعُ أَيْدِيَهُمْ وَ يُعَلِّقُهَا فِي اَلْكَعْبَةِ وَ يُنَادِي مُنَادِيهِ هَؤُلاَءِ سُرَّاقُ اَللَّهِ ثُمَّ يَتَنَاوَلُ قُرَيْشاً فَلاَ يَأْخُذُ مِنْهَا إِلاَّ اَلسَّيْفَ وَ لاَ يُعْطِيهَا إِلاَّ اَلسَّيْفَ وَ لاَ يَخْرُجُ اَلْقَائِمُ عَلَيْهِ السَّلاَمُ حَتَّى يُقْرَأَ كِتَابَانِ كِتَابٌ بِالْبَصْرَةِ وَ كِتَابٌ بِالْكُوفَةِ بِالْبَرَاءَةِ مِنْ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ .
3 – أَخْبَرَنَا عَبْدُ اَلْوَاحِدِ بْنُ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ يُونُسَ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ اَلْقُرَشِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ اَلْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي اَلْخَطَّابِ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ سِنَانٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ أَبِي طَلْحَةَ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ اَلثُّمَالِيِّ قَالَ: قَالَ لِي أَبُو جَعْفَرٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ يَا ثَابِتُ كَأَنِّي بِقَائِمِ أَهْلِ بَيْتِي قَدْ أَشْرَفَ عَلَى نَجَفِكُمْ هَذَا وَ أَوْمَأَ بِيَدِهِ إِلَى نَاحِيَةِ اَلْكُوفَةِ فَإِذَا هُوَ أَشْرَفَ
(1) . في بعض النسخ «يسير الرعب أمامها شهرا و خلفها شهرا».
(2) . في القاموس: درع سابغة أي تامّة طويلة.
(3) . هم أولاد شيبة بن عثمان الحجبى الذين كانوا حجبة الكعبة في الجاهلية و الإسلام و مفتاح الكعبة في أيديهم، و في يوم فتح مكّة كان الحاجب عثمان بن طلحة، و أخذ رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله منه مفتاح الكعبة، ففتحت له فدخلها فوجد فيها حمامة من عيدان فكسرها بيده ثمّ طرحها، ثمّ وقف على باب الكعبة فقال: «لا إله إلاّ اللّه وحده وحده صدق وعده و نصر عبده – الى آخر خطبته المشهورة – فقال: أين عثمان بن طلحة؟ فدعى له، فقال: «هاك مفتاحك يا عثمان اليوم يوم بر و وفاء» فالمراد ببنى شيبة حجاب الكعبة.
309عَلَى نَجَفِكُمْ نَشَرَ رَايَةَ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَإِذَا هُوَ نَشَرَهَا اِنْحَطَّتْ عَلَيْهِ مَلاَئِكَةُ بَدْرٍ قُلْتُ وَ مَا رَايَةُ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ قَالَ عَمُودُهَا مِنْ عُمُدِ عَرْشِ اَللَّهِ وَ رَحْمَتِهِ وَ سَائِرُهَا مِنْ نَصْرِ اَللَّهِ لاَ يَهْوِي بِهَا إِلَى شَيْءٍ إِلاَّ أَهْلَكَهُ اَللَّهُ قُلْتُ فَمَخْبُوَّةٌ عِنْدَكُمْ حَتَّى يَقُومَ اَلْقَائِمُ عَلَيْهِ السَّلاَمُ أَمْ يُؤْتَى بِهَا قَالَ لاَ بَلْ يُؤْتَى بِهَا1 قُلْتُ مَنْ يَأْتِيهِ بِهَا قَالَ جَبْرَئِيلُ عَلَيْهِ السَّلاَمُ .
4 – أَخْبَرَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِيدٍ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ اَلْحَسَنِ اَلتَّيْمُلِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا اَلْحَسَنُ وَ مُحَمَّدٌ اِبْنَا عَلِيِّ بْنِ يُوسُفَ عَنْ سَعْدَانَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أَبَانٍ اَلْكَلْبِيِّ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ يَقُولُ: كَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَى اَلْقَائِمِ عَلَى نَجَفِ اَلْكُوفَةِ عَلَيْهِ خَوْخَةٌ2 مِنْ إِسْتَبْرَقٍ وَ يَلْبَسُ دِرْعَ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَإِذَا لَبِسَهَا اِنْتَفَضَتْ بِهِ حَتَّى تَسْتَدِيرَ عَلَيْهِ ثُمَّ يَرْكَبُ فَرَساً لَهُ أَدْهَمَ أَبْلَقَ بَيْنَ عَيْنَيْهِ شِمْرَاخٌ بَيِّنٌ3مَعَهُ رَايَةُ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ قُلْتُ مَخْبُوَّةٌ أَوْ يُؤْتَى بِهَا4 قَالَ بَلْ يَأْتِيهِ بِهَا جَبْرَئِيلُ عَمُودُهَا مِنْ عُمُدِ عَرْشِ اَللَّهِ وَ سَائِرُهَا مِنْ نَصْرِ اَللَّهِ لاَ يَهْوِي بِهَا إِلَى شَيْءٍ إِلاَّ أَهْلَكَهُ اَللَّهُ –
(1) . مخبوء أي مستور من خبأه أي ستره و أخفاه و العرب تركت الهمزة. و يمكن أن يكون النفي للتقية لئلا يطلب منه بالجبر، أو يكون النفي على ظاهره.
(2) . قال ابن سيدة في المخصص: قال صاحب العين: الخوخة: ضرب من الثياب خضر. و في بعض النسخ «جواحة» و في جل النسخ «عليه خداعة» كما في البحار، و قال العلاّمة المجلسيّ لم أر لها معنى مناسبا. و روى ابن قولويه نحو الخبر في كامل الزيارات و فيه «قد لبس درع رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله فينتفض هو بها فتستدير عليه فغشيها بحداجة من استبرق» و نقله المجلسيّ و قال أيضا: لم أر لها معنى مناسبا. و قال: لا يبعد أن يكون «خداعة» من الخدع و الستر أي الثوب الذي يستر الدرع، أو يخدع الناس لكون الدرع مستورا تحته – ا ه. و عندي ان نسخة الأصل غير مقروءة و الاختلاف نشأ من ذلك، و الاصوب ما في الصلب.
(3) . الادهم: الأسود، و الشمراخ – بكسر الشين و سكون الميم -: غرة الفرس إذا دقت و سالت و جللت الخيشوم و لم تبلغ الجحفلة. (الصحاح).
(4) . في بعض النسخ «قلت: مخبوءة هي أم يؤتى بها».
310يَهْبِطُ بِهَا تِسْعَةُ آلاَفِ مَلَكٍ وَ ثَلاَثُمِائَةٍ وَ ثَلاَثَةَ عَشَرَ مَلَكاً فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ كُلُّ هَؤُلاَءِ مَعَهُ قَالَ نَعَمْ هُمُ اَلَّذِينَ كَانُوا مَعَ نُوحٍ فِي اَلسَّفِينَةِ وَ اَلَّذِينَ كَانُوا مَعَ إِبْرَاهِيمَ حَيْثُ أُلْقِيَ فِي اَلنَّارِ وَ هُمُ اَلَّذِينَ كَانُوا مَعَ مُوسَى لَمَّا فُلِقَ لَهُ اَلْبَحْرُ وَ اَلَّذِينَ كَانُوا مَعَ عِيسَى لَمَّا رَفَعَهُ اَللّٰهُ إِلَيْهِ
وَ أَرْبَعَةُ آلاَفٍ مُسَوِّمِينَ كَانُوا مَعَ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ ثَلاَثُمِائَةٍ وَ ثَلاَثَةَ عَشَرَ مَلَكاً كَانُوا مَعَهُ يَوْمَ بَدْرٍ وَ مَعَهُمْ أَرْبَعَةُ آلاَفٍ صَعِدُوا إِلَى اَلسَّمَاءِ يَسْتَأْذِنُونَ فِي اَلْقِتَالِ1 مَعَ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَهَبَطُوا إِلَى اَلْأَرْضِ وَ قَدْ قُتِلَ فَهُمْ عِنْدَ قَبْرِهِ شُعْثٌ غُبْرٌ2 يَبْكُونَهُ إِلَى يَوْمِ اَلْقِيَامَةِ وَ هُمْ يَنْتَظِرُونَ خُرُوجَ اَلْقَائِمِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ .
5 – أَخْبَرَنَا عَبْدُ اَلْوَاحِدِ بْنُ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ يُونُسَ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ اَلْقُرَشِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو جَعْفَرٍ اَلْهَمْدَانِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُوسَى بْنُ سَعْدَانَ عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ اَلْقَاسِمِ اَلْحَضْرَمِيِّ عَنْ عُمَرَ بْنِ أَبَانٍ اَلْكَلْبِيِّ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ:
كَأَنِّي بِالْقَائِمِ3 فَإِذَا اِسْتَوَى عَلَى ظَهْرِ اَلنَّجَفِ لَبِسَ دِرْعَ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ اَلْأَبْيَضَ فَيَنْتَفِضُ هُوَ بِهَا فَيَسْتَدِيرُهَا عَلَيْهِ فَيَغْشَاهَا بِخَدَاعَةٍ مِنْ إِسْتَبْرَقٍ4 وَ يَرْكَبُ فَرَساً لَهُ أَدْهَمَ أَبْلَقَ بَيْنَ عَيْنَيْهِ شِمْرَاخٌ فَيَنْتَفِضُ بِهِ اِنْتِفَاضَةً لاَ يَبْقَى أَهْلُ بَلَدٍ إِلاَّ وَ هُمْ يَرَوْنَ أَنَّهُ مَعَهُمْ فِي بَلَدِهِمْ وَ يَنْشُرُ رَايَةَ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ عَمُودُهَا مِنْ عُمُدِ عَرْشِ اَللَّهِ5 وَ سَائِرُهَا مِنْ نَصْرِ اَللَّهِ مَا يَهْوِي بِهَا إِلَى شَيْءٍ إِلاَّ أَهْلَكَهُ اَللَّهُ قُلْتُ أَ مَخْبُوٌّ هِيَ أَمْ يُؤْتَى بِهَا قَالَ بَلْ يَأْتِي بِهَا جَبْرَئِيلُ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَإِذَا هَزَّهَا لَمْ يَبْقَ مُؤْمِنٌ إِلاَّ صَارَ قَلْبُهُ أَشَدَّ مِنْ زُبَرِ اَلْحَدِيدِ وَ أُعْطِيَ قُوَّةَ أَرْبَعِينَ رَجُلاً وَ لاَ يَبْقَى مُؤْمِنٌ مَيِّتٌ إِلاَّ دَخَلَتْ عَلَيْهِ تِلْكَ اَلْفَرْحَةُ فِي قَبْرِهِ وَ ذَلِكَ حَيْثُ يَتَزَاوَرُونَ فِي قُبُورِهِمْ وَ يَتَبَاشَرُونَ بِقِيَامِ اَلْقَائِمِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ وَ يَنْحَطُّ
(1) . في بعض النسخ «يصعدون السماء يستأمرون في القتال».
(2) . جمع أشعث و أغبر، أي منتشر الشعور، مغبّر الرءوس لقلة تعهدهم بالدهن و الاستحداد كنى بذلك عن شدّة حزنهم عليه صلوات اللّه عليه.
(3) . في بعض النسخ «كأنى انظر الى القائم».
(4) . تقدم الكلام فيه آنفا.
(5) . في بعض النسخ «عودها من عمد عرش اللّه».
311عَلَيْهِ ثَلاَثَةَ عَشَرَ أَلْفاً وَ ثَلاَثُمِائَةٍ وَ ثَلاَثَةَ عَشَرَ مَلَكاً قَالَ فَقُلْتُ كُلُّ هَؤُلاَءِ كَانُوا مَعَ أَحَدٍ قَبْلَهُ مِنَ اَلْأَنْبِيَاءِ قَالَ نَعَمْ وَ هُمُ اَلَّذِينَ كَانُوا مَعَ نُوحٍ فِي اَلسَّفِينَةِ وَ اَلَّذِينَ كَانُوا مَعَ إِبْرَاهِيمَ حَيْثُ أُلْقِيَ فِي اَلنَّارِ وَ اَلَّذِينَ كَانُوا مَعَ مُوسَى حِينَ فُلِقَ اَلْبَحْرُ وَ اَلَّذِينَ كَانُوا مَعَ عِيسَى حِينَ رَفَعَهُ اَللّٰهُ إِلَيْهِ
وَ أَرْبَعَةُ آلاَفٍ كَانُوا مَعَ اَلنَّبِيِّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ مُرْدِفِينَ وَ ثَلاَثُمِائَةٍ وَ ثَلاَثَةَ عَشَرَ مَلَكاً كَانُوا يَوْمَ بَدْرٍ وَ أَرْبَعَةُ آلاَفٍ هَبَطُوا يُرِيدُونَ اَلْقِتَالَ مَعَ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَلَمْ يُؤْذَنْ لَهُمْ فَرَجَعُوا فِي اَلاِسْتِيمَارِ فَهَبَطُوا وَ قَدْ قُتِلَ اَلْحُسَيْنُ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَهُمْ عِنْدَ قَبْرِهِ شُعْثٌ غُبْرٌ يَبْكُونَهُ إِلَى يَوْمِ اَلْقِيَامَةِ وَ رَئِيسُهُمْ مَلَكٌ يُقَالُ لَهُ مَنْصُورٌ فَلاَ يَزُورُهُ زَائِرٌ إِلاَّ اِسْتَقْبَلُوهُ وَ لاَ يُوَدِّعُهُ مُوَدِّعٌ إِلاَّ شَيَّعُوهُ وَ لاَ مَرِيضٌ إِلاَّ عَادُوهُ وَ لاَ يَمُوتُ مَيِّتٌ إِلاَّ صَلَّوْا عَلَيْهِ وَ اِسْتَغْفَرُوا لَهُ بَعْدَ مَوْتِهِ فَكُلُّ هَؤُلاَءِ يَنْتَظِرُونَ قِيَامَ اَلْقَائِمِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ .
فصلى الله على من هذه منزلته و مرتبته و محله من الله عز و جل و أبعد الله من ادعى ذلك لغيره ممن لا يستحقه و لا يكون هو أهلا له و لا مرضيا له و أكرمنا بموالاته و جعلنا من أنصاره و أشياعه برحمته و منه