باب – 20 (آنچه در مورد سپاه خشم که اصحاب قائم علیه السّلام هستند رسیده و شمار و چگونگى آنان و آنچه بدان گرفتار مىشوند)
1 – جابر گوید: شخصى که مسیّب بن نجبه را دیده بود براى من بازگو کرده گفت:
«مردى به همراه مرد دیگرى که ابن السّوداء نامیده مىشد نزد امیر المؤمنین علیه السّلام آمده به
433 آن حضرت گفت: اى امیر مؤمنان این مرد به خدا و رسول او دروغ مىبندد و شما را بر آن شاهد مىگیرد، پس امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: او خیلى عریض و طویل سخن گفته است (بدین جهت پنداشتهاى که ناصواب مىگوید) حال چه مىگوید؟ گفت: از سپاه خشم سخن مىگوید، فرمود: این مرد را رها کن، ایشان گروهى هستند که در آخر الزّمان مىآیند، جدا جدا مانند پارههاى ابر پائیزى (که به هم مىپیوندد) از هر قبیله یک مرد، دو مرد، سه مرد پدید مىآیند ابر پائیزى (که به هم مىپیوندد) از هر قبیله یک مرد، دو مرد، سه مرد پدید مىآیند تا شمارشان به نه نفر مىرسد، بدان به خدا سوگند که من فرماندۀ ایشان و نام او، و محلّ فرود آمدنشان را مىشناسم، سپس برخاست در حالى که مىفرمود: باقر، باقر، باقر، بعد فرمود: او مردى از فرزندان من است که حدیث را به نحو خاصّى خواهد شکافت».
2 – احنف بن قیس گوید: «در مورد کارى که برایم پیش آمده بود نزد علىّ علیه السّلام رفتم، ابن کوّاء و شبث بن ربعى آمدند و از آن حضرت اجازه شرفیابى خواستند، پس علىّ علیه السّلام به من فرمود: چنانچه مایلى به آن دو اجازه بده چون تو پیش از ایشان براى کار آمدهاى (حقّ تقدّم با توست) گوید: عرض کردم: اى امیر مؤمنان به آن دو اجازۀ
434 ورود دهید، هنگامى که ایشان داخل شدند آن حضرت فرمود: چه چیز شما را واداشت که در حروراء بر من خروج کنید؟ گفتند: ما دوست داشتیم که از [سپاه] خشم باشیم، فرمود: اى واى بر شما! مگر در حکومت من خشمى هم وجود دارد؟ یا مگر غضبى خواهد بود تا گرفتارى چنین و چنان روى دهد؟ سپس همچون پارههاى ابر پائیزى از قبیلهها ما بین یک و دو و سه و چهار و پنج و شش و هفت و هشت و نه و ده نفر گرد هم آیند».
3 – مفضّل بن عمر گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: «هنگامى که به امام اجازه (ظهور) داده مىشود خدا را به نام عبرانیش مىخواند سیصد و سیزده نفر یاران آن حضرت براى او علیه السّلام گرد آورده مىشوند و همچون پاره پاره ابر پائیزىاند، آنان پرچمدارنند، بعضى از ایشان شبانه از بسترش ناپدید مىگردد و بامداد در مکّه است، و پارهاى از ایشان در روز دیده مىشود که در میان ابر مىرود و نام خودش و نام پدرش و مشخّصاتش و نسبش شناخته شده است، عرض کردم: فدایت گردم کدام یک از ایشان از نظر ایمان برتر است؟ فرمود: همان که در روز میان ابر مىرود. و ایشانند آن ناپدیدشوندگان و این آیه در مورد آنان نازل شده: «هر کجا باشید خداوند شما را جملگى مىآورد»1.
(1) البقرة: 148.
435 4 – ابو خالد کابلى از امام سجاد – یا از امام باقر – علیهما السّلام روایت کرده که آن حضرت فرمود: «ناپدیدشوندگان گروهى هستند که از بسترهایشان گم مىشوند و صبح در مکّه خواهند بود، و این است فرمایش خداى عزّ و جلّ: «هر کجا باشید خداوند همگى شما را باز مىآورد و ایشان یاران حضرت قائم علیه السّلام مىباشند».
5 – أبان بن تغلب گوید: «در مکّه خدمت امام صادق علیه السّلام در مسجدى بودم، و آن حضرت در حالى که دست مرا گرفته بود، به من فرمود: اى أبان در آیندۀ نزدیک خداوند سیصد و سیزده نفر را در همین مسجد شما گرد مىآورد، و اهل مکّه مىدانند که پدرانشان و اجدادشان هنوز آفریده نشدهاند، آنان شمشیرها به میان بستهاند، بر هر شمشیرى اسم آن مرد و نام پدرش و مشخّصاتش و نسبش نوشته شده است، پس (آن حضرت) نداکنندهاى را دستور مىدهد و او آواز مىدهد: این همان مهدى است که بر طبق قضاوت داود و سلیمان قضاوت مىکند و براى آن گواهى نمىطلبد».
436 6 – محمّد بن مسلم از امام باقر علیه السّلام روایت کرده که آن حضرت در بیان این فرمایش خداى تعالى که مىفرماید: «أَمَّنْ یُجِیبُ اَلْمُضْطَرَّ إِذٰا دَعٰاهُ
» – الآیة، «یا کسى که پاسخ مىدهد به درمانده هنگامى که او را مىخواند»1 فرمود: این آیه در بارۀ قائم علیه السّلام نازل شده است، و جبرئیل به صورت پرندۀ سفیدى بر ناودان کعبه نشسته و او نخستین خلق خداوند است از نظر بیعت با آن حضرت – مرادم جبرئیل است – و بعد آن سیصد و سیزده نفر با او بیعت مىکنند، پس هر کس که مانده در راه باشد در آن ساعت مىرسد، و کسى که [درگیر راه نشده باشد] از بستر خود ناپدید مىشود و این همان فرمایش امیر المؤمنین علیه السّلام است که مىفرماید: «آن گمشدگان از بسترهایشان» و نیز همان فرمایش خداى عزّ و جلّ است «فَاسْتَبِقُوا اَلْخَیْرٰاتِ
» – الآیه: «در نیکیها پیشى بجوئید هر کجا که باشید خداوند همگى شما را باز مىآورد» آن حضرت فرمود: خیرات همان ولایت ما خاندان است».
7 – أبان بن تغلب از امام صادق علیه السّلام روایت کرده که آن حضرت فرمود: «خداوند
(1) النمل: 62.
437 در آینده سیصد و سیزده [مرد] را در مسجدى [در] مکّه بر مىانگیزد، و اهل مکّه مىدانند که آنان از پدرانشان و اجدادشان زاده نشدهاند (یعنى اهل مکّه نیستند)، براى ایشان شمشیرهائى است که هزار کلمه بر آن نوشته شده، هر کلمه خود کلید هزار کلمه است، خداوند از هر سرزمینى باد را برانگیزد تا بگوید: این همان مهدى است که بر طبق حکم داود حکم مىکند و به گواه نیاز ندارد».
8 – ابو الجارود گوید: امام باقر علیه السّلام فرمود: «اصحاب قائم سیصد و سیزده مرد از فرزندان عجم هستند که پارهاى از آنان در روز میان ابر برده مىشود و نام خودش و نام پدرش و نسبش و خصوصیّاتش شناخته مىشود، بعضى از آنان در بسترش خفته باشد و بدون قرار قبلى در مکّه با او دیدار کند».
9 – ابو بصیر از امام باقر علیه السّلام روایت کرده که: «قائم» علیه السّلام در میان گروهى به عدد اهل بدر – سیصد و سیزده تن – از ثنیّۀ (گردنه) ذى طوى پائین مىآید تا آنکه پشت خود را به حجر الأسود تکیه مىدهد و پرچم پیروز را به اهتراز در مىآورد».
438 علىّ بن أبى حمزه گوید: من این را به موسى بن جعفر علیهما السّلام عرض کردم، فرمود:
«کتاب منشور». یعنى این اعلامیهاى است پخش شده.
10 – حکیم بن سعد گوید: شنیدم علىّ علیه السّلام مىفرمود: «همانا یاران قائم همگى جوانند و پیر در میانشان نیست مگر به اندازۀ سرمه در چشم یا به قدر نمک در توشه راه و کمترین چیز در توشۀ راه نمک است».
11 – علىّ بن أبى حمزه گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: «در همان میان که جوانان شیعه بر بامهایشان خفتهاند ناگاه در یک شب بدون قرار قبلى [به صاحب خود] مىرسند و صبح در مکّه هستند».
12 – سلیمان بن هارون عجلىّ گوید: شنیدم امام صادق علیه السّلام مىفرمود: «همانا صاحب این امر یارانش براى او نگهدارى شدهاند، اگر همۀ مردم نیز از بین بروند
439 خداوند یارانش را به او مىرساند، و آنان همان کسانى هستند که خداى عزّ و جلّ فرموده: «فَإِنْ یَکْفُرْ بِهٰا هٰؤُلاٰءِ
» – الآیة «اگر اینان بدان کافر شوند پس به تحقیق ما گروهى را که بدان کافر نیستند بر آن موکّل کردهایم»1 و باز آنان همان کسانى هستند که خداوند در بارۀ آنان فرموده: «فَسَوْفَ یَأْتِی اَللّٰهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَهُ
» – الآیة «خداوند به زودى گروهى را خواهد آورد که آنان را دوست مىدارد و آنان نیز او را دوست مىدارند، در برابر مؤمنان فروتن و در برابر کافران با عزّت و درشتخو و سختگیر هستند»2.
13 – ابو بصیر از امام صادق علیه السّلام روایت کرده که فرمود: «همانا اصحاب طالوت به رودى که خداى تعالى فرمود: «مُبْتَلِیکُمْ بِنَهَرٍ
» -3 الآیة «به زودى شما را به رودى خواهیم آزمود» مورد آزمایش قرار گرفتند، و اصحاب قائم علیه السّلام نیز به همانند آن آزمایش مبتلا خواهند شد» (لفظ آیه «إِنَّ اَللّٰهَ مُبْتَلِیکُمْ
» است).
(1) الأنعام: 89.
(2) المائدة: 54.
(3) مضمون مأخوذ من قوله تعالى «إِنَّ اَللّٰهَ مُبْتَلِیکُمْ بِنَهَرٍ» فی سورة البقرة: 249.
متن عربی:
باب 20 ما جاء في ذكر جيش الغضب و هم أصحاب القائم عليه السلام و عدتهم و صفتهم و ما يبتلون به
1 – حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ هَمَّامٍ قَالَ حَدَّثَنَا حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ اَلْكُوفِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ غَالِبٍ عَنْ يَحْيَى بْنِ عُلَيْمٍ عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ اَلْمُفَضَّلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ جَابِرٍ قَالَ حَدَّثَنِي مَنْ رَأَى اَلْمُسَيَّبَ بْنَ نَجَبَةَ قَالَ: وَ قَدْ جَاءَ رَجُلٌ إِلَى أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ وَ مَعَهُ رَجُلٌ يُقَالُ لَهُ اِبْنُ اَلسَّوْدَاءِ فَقَالَ لَهُ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ إِنَّ هَذَا يَكْذِبُ عَلَى اَللَّهِ وَ عَلَى رَسُولِهِ وَ يَسْتَشْهِدُكَ فَقَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ لَقَدْ أَعْرَضَ وَ أَطْوَلَ1 يَقُولُ
(1) . أي قال لك قولا عريضا طويلا تنسبه الى الكذب فيه، و يحتمل أن يكون المعنى ان السائل أعرض و أطول في السؤال. (البحار).
312مَا ذَا فَقَالَ يَذْكُرُ جَيْشَ اَلْغَضَبِ فَقَالَ خَلِّ سَبِيلَ اَلرَّجُلِ أُولَئِكَ قَوْمٌ يَأْتُونَ فِي آخِرِ اَلزَّمَانِ قَزَعٌ كَقَزَعِ اَلْخَرِيفِ وَ اَلرَّجُلُ وَ اَلرِّجْلاَنِ وَ اَلثَّلاَثَةُ مِنْ كُلِّ قَبِيلَةٍ حَتَّى يَبْلُغَ تِسْعَةً أَمَا وَ اَللَّهِ إِنِّي لَأَعْرِفُ أَمِيرَهُمْ وَ اِسْمَهُ وَ مُنَاخَ رِكَابِهِمْ ثُمَّ نَهَضَ وَ هُوَ يَقُولُ بَاقِراً بَاقِراً بَاقِراً ثُمَّ قَالَ ذَلِكَ رَجُلٌ مِنْ ذُرِّيَّتِي يَبْقُرُ اَلْحَدِيثَ بَقْراً .
2 – أَخْبَرَنَا عَلِيُّ بْنُ اَلْحُسَيْنِ اَلْمَسْعُودِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى اَلْعَطَّارُ بِقُمَّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ حَسَّانَ اَلرَّازِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ اَلْكُوفِيُّ عَنْ عَبْدِ اَلرَّحْمَنِ بْنِ أَبِي حَمَّادٍ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ عَبْدِ اَللَّهِ اَلْأَشْعَرِيِّ1 عَنْ عُتَيْبَةَ بْنِ سَعْدَانَ بْنِ يَزِيدَ عَنِ اَلْأَحْنَفِ بْنِ قَيْسٍ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فِي حَاجَةٍ لِي فَجَاءَ اِبْنُ اَلْكَوَّاءِ وَ شَبَثُ بْنُ رِبْعِيٍّ فَاسْتَأْذَنَا عَلَيْهِ فَقَالَ لِي عَلِيٌّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ إِنْ شِئْتَ فَأْذَنْ لَهُمَا فَإِنَّكَ أَنْتَ بَدَأْتَ بِالْحَاجَةِ قَالَ قُلْتُ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ فَأْذَنْ لَهُمَا فَلَمَّا دَخَلاَ قَالَ مَا حَمَلَكُمَا عَلَى أَنْ خَرَجْتُمَا عَلَيَّ بِحَرُورَاءَ قَالاَ أَحْبَبْنَا أَنْ نَكُونَ مِنْ جَيْشِ اَلْغَضَبِ2 قَالَ وَيْحَكُمَا وَ هَلْ فِي وِلاَيَتِي غَضَبٌ أَ وَ يَكُونُ اَلْغَضَبُ حَتَّى يَكُونَ مِنَ اَلْبَلاَءِ كَذَا وَ كَذَا ثُمَّ يَجْتَمِعُونَ قَزَعاً كَقَزَعِ اَلْخَرِيفِ3 مِنَ اَلْقَبَائِلِ مَا بَيْنَ اَلْوَاحِدِ وَ اَلاِثْنَيْنِ وَ اَلثَّلاَثَةِ وَ اَلْأَرْبَعَةِ وَ اَلْخَمْسَةِ وَ اَلسِّتَّةِ وَ اَلسَّبْعَةِ وَ اَلثَّمَانِيَةِ وَ اَلتِّسْعَةِ وَ اَلْعَشَرَةِ.
3 – أَخْبَرَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِيدٍ بْنِ عُقْدَةَ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ اَلْحَسَنِ اَلتَّيْمُلِيُّ
(1) . عبد الرحمن بن أبي حماد كوفيّ انتقل الى قم و سكنها، و هو صاحب دار أحمد بن محمّد بن خالد البرقي و كان ضعيفا في حديثه و له كتاب، و يعقوب بن عبد اللّه بن سعد بن مالك ابن هانى بن عامر بن أبي عامر الأشعريّ أبو الحسن القمّيّ ثقة عند الطبراني و ابن حبان و قال أبو نعيم الأصبهانيّ: كان جرير بن عبد الحميد إذا رآه قال: هذا مؤمن آل فرعون (راجع تهذيب التهذيب) و لم أعثر على عنوان عتيبة بن سعد أو سعدان، و في بعض النسخ «عيينة» و لم أظفر به أيضا.
(2) . كذا في النسخ، و في البحار «أحببنا أن تكون من الغضب» بصيغة الخطاب. و في بعض النسخ بزيادة «جيش» قبل «الغضب».
(3) . تقدم معناه مع توضيح.
313قَالَ حَدَّثَنَا اَلْحَسَنُ وَ مُحَمَّدٌ اِبْنَا عَلِيِّ بْنِ يُوسُفَ عَنْ سَعْدَانَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ رَجُلٍ عَنِ اَلْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ: إِذَا أُذِنَ اَلْإِمَامُ دَعَا اَللَّهَ بِاسْمِهِ اَلْعِبْرَانِيِّ فَأُتِيحَتْ لَهُ صَحَابَتُهُ1 اَلثَّلاَثُمِائَةِ وَ ثَلاَثَةَ عَشَرَ قَزَعٌ كَقَزَعِ اَلْخَرِيفِ فَهُمْ أَصْحَابُ اَلْأَلْوِيَةِ مِنْهُمْ مَنْ يُفْقَدُ مِنْ فِرَاشِهِ لَيْلاً2 فَيُصْبِحُ بِمَكَّةَ وَ مِنْهُمْ مَنْ يُرَى يَسِيرُ فِي اَلسَّحَابِ نَهَاراً يُعْرَفُ بِاسْمِهِ وَ اِسْمِ أَبِيهِ وَ حِلْيَتِهِ وَ نَسَبِهِ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ أَيُّهُمْ أَعْظَمُ إِيمَاناً قَالَ اَلَّذِي يَسِيرُ فِي اَلسَّحَابِ نَهَاراً وَ هُمُ اَلْمَفْقُودُونَ وَ فِيهِمْ نَزَلَتْ هَذِهِ اَلْآيَةُ – أَيْنَ مٰا تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اَللّٰهُ جَمِيعاً
3
.
4- أَخْبَرَنَا عَبْدُ اَلْوَاحِدِ بْنُ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ يُونُسَ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ اَلْقُرَشِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ اَلْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي اَلْخَطَّابِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ ضُرَيْسٍ عَنْ أَبِي خَالِدٍ اَلْكَابُلِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ أَوْ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَلَيْهِمَا السَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ: اَلْفُقَدَاءُ قَوْمٌ يُفْقَدُونَ مِنْ فُرُشِهِمْ فَيُصْبِحُونَ بِمَكَّةَ وَ هُوَ قَوْلُ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ – أَيْنَ مٰا تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اَللّٰهُ جَمِيعاً
وَ هُمْ أَصْحَابُ اَلْقَائِمِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ.
5 – حَدَّثَنَا أَبُو سُلَيْمَانَ أَحْمَدُ بْنُ هَوْذَةَ اَلْبَاهِلِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا إِبْرَاهِيمُ بْنُ إِسْحَاقَ اَلنَّهَاوَنْدِيُّ بِنَهَاوَنْدَ سَنَةَ ثَلاَثٍ وَ سَبْعِينَ وَ مِائَتَيْنِ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ اَللَّهِ بْنُ حَمَّادٍ اَلْأَنْصَارِيُّ سَنَةَ تِسْعٍ وَ عِشْرِينَ وَ مِائَتَيْنِ عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ بُكَيْرٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ قَالَ: كُنْتُ مَعَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فِي مَسْجِدٍ بِمَكَّةَ وَ هُوَ آخِذٌ بِيَدِي فَقَالَ يَا أَبَانُ سَيَأْتِي اَللَّهُ بِثَلاَثِمِائَةٍ وَ ثَلاَثَةَ عَشَرَ رَجُلاً فِي مَسْجِدِكُمْ هَذَا يَعْلَمُ أَهْلُ مَكَّةَ أَنَّهُ لَمْ يُخْلَقْ آبَاؤُهُمْ وَ لاَ أَجْدَادُهُمْ بَعْدُ عَلَيْهِمُ اَلسُّيُوفُ مَكْتُوبٌ عَلَى كُلِّ سَيْفٍ اِسْمُ اَلرَّجُلِ وَ اِسْمُ أَبِيهِ وَ حِلْيَتُهُ وَ نَسَبُهُ ثُمَّ يَأْمُرُ مُنَادِياً فَيُنَادِي هَذَا اَلْمَهْدِيُّ يَقْضِي بِقَضَاءِ دَاوُدَ وَ سُلَيْمَانَ لاَ
(1) . أي تهيأت له، و في بعض النسخ «انتجب له أصحابه» و في بعضها «فانتجب له صحابته».
(2) . في بعض النسخ «يفتقد من فراشه».
(3) . البقرة: 148.
314يَسْأَلُ عَلَى ذَلِكَ بَيِّنَةً .
6 – أَخْبَرَنَا عَلِيُّ بْنُ أَحْمَدَ عَنْ عُبَيْدِ اَللَّهِ بْنِ مُوسَى اَلْعَلَوِيِّ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ اَلْكَاتِبِ اَلَّذِي كَانَ يُحَدِّثُ بِسُرَّ مَنْ رَأَى1 عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَبْدِ اَلْحَمِيدِ اَلطَّائِيِّ 2عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ: فِي قَوْلِهِ تَعَالَى: أَمَّنْ يُجِيبُ اَلْمُضْطَرَّ إِذٰا دَعٰاهُ
3
قَالَ نَزَلَتْ فِي اَلْقَائِمِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ وَ كَانَ جَبْرَئِيلُ عَلَيْهِ السَّلاَمُ عَلَى اَلْمِيزَابِ فِي صُورَةِ طَيْرٍ أَبْيَضَ فَيَكُونُ أَوَّلَ خَلْقِ اَللَّهِ مُبَايَعَةً لَهُ أَعْنِي جَبْرَئِيلَ وَ يُبَايِعُهُ اَلنَّاسُ اَلثَّلاَثُمِائَةِ وَ ثَلاَثَةَ عَشَرَ فَمَنْ كَانَ اُبْتُلِيَ بِالْمَسِيرِ وَافَى فِي تِلْكَ اَلسَّاعَةِ وَ مَنْ لَمْ يُبْتَلَ بِالْمَسِيرِ4 فُقِدَ مِنْ فِرَاشِهِ وَ هُوَ قَوْلُ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ اَلْمَفْقُودُونَ مِنْ فُرُشِهِمْ وَ هُوَ قَوْلُ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ – فَاسْتَبِقُوا اَلْخَيْرٰاتِ أَيْنَ مٰا تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اَللّٰهُ جَمِيعاً
قَالَ اَلْخَيْرَاتُ اَلْوَلاَيَةُ لَنَا أَهْلَ اَلْبَيْتِ.
7 – أَخْبَرَنَا عَلِيُّ بْنُ اَلْحُسَيْنِ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى اَلْعَطَّارُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ حَسَّانَ اَلرَّازِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ اَلْكُوفِيِّ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ: سَيَبْعَثُ اَللَّهُ
(1) . هارون بن مسلم بن سعدان كوفيّ الأصل و تحول الى البصرة، ثمّ تحول الى بغداد و كان ينزل سرمنرأى. و اشتبه على الخطيب و قال في تاريخ بغداد ج 14 ص 23: انه كان من أهل سرمنرأى. و سبب وهمه رواية رواها مسندا عن أبي الحسين العبرتائى أنّه قال: حدّثني هارون بن مسلم بن سعدان بسرمنرأى سنة أربعين و مائتين، عن مسعدة بن صدقة العبدى قال سمعت أبا عبد اللّه جعفر بن محمّد يحدث عن أبيه، عن جده، عن أبيه، عن جده على [عليهم السلام] قال قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلم «المجالس بالامانة – الخ». و أمّا مسعدة بن صدقة فهو عامى المذهب، بترى، و له كتب، روى عنه هارون بن مسلم.
(2) . عبد الحميد بن عواض الطائى كوفيّ من أصحاب الصادقين عليهما السلام، و هو ثقة، قتله الرشيد. و في بعض النسخ «عبد الحميد الطويل» و هو تصحيف من النسّاخ.
(3) . النمل: 62.
(4) . ما بين القوسين ساقط من النسخ فاختل المعنى بدونه فصححناه من الكافي و تفسير العيّاشيّ و تفسير القمّيّ.
315ثَلاَثَمِائَةٍ وَ ثَلاَثَةَ عَشَرَ رَجُلاً إِلَى مَسْجِدٍ بِمَكَّةَ يَعْلَمُ أَهْلُ مَكَّةَ أَنَّهُمْ لَمْ يُولَدُوا مِنْ آبَائِهِمْ وَ لاَ أَجْدَادِهِمْ عَلَيْهِمْ سُيُوفٌ مَكْتُوبٌ عَلَيْهَا أَلْفُ كَلِمَةٍ كُلُّ كَلِمَةٍ مِفْتَاحُ أَلْفِ كَلِمَةٍ وَ يَبْعَثُ اَللَّهُ اَلرِّيحَ مِنْ كُلِّ وَادٍ تَقُولُ هَذَا اَلْمَهْدِيُّ يَحْكُمُ بِحُكْمِ دَاوُدَ وَ لاَ يُرِيدُ بَيِّنَةً.
8 – أَخْبَرَنَا أَحْمَدُ بْنُ هَوْذَةَ أَبُو سُلَيْمَانَ قَالَ حَدَّثَنِي إِبْرَاهِيمُ بْنُ إِسْحَاقَ اَلنَّهَاوَنْدِيُّ عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ حَمَّادٍ اَلْأَنْصَارِيِّ عَنْ أَبِي اَلْجَارُودِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ اَلْبَاقِرِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ:
أَصْحَابُ اَلْقَائِمِ ثَلاَثُمِائَةٍ وَ ثَلاَثَةَ عَشَرَ رَجُلاً أَوْلاَدُ اَلْعَجَمِ بَعْضُهُمْ يُحْمَلُ فِي اَلسَّحَابِ نَهَاراً يُعْرَفُ بِاسْمِهِ وَ اِسْمِ أَبِيهِ وَ نَسَبِهِ وَ حِلْيَتِهِ وَ بَعْضُهُمْ نَائِمٌ عَلَى فِرَاشِهِ فَيُوَافِيهِ فِي مَكَّةَ1 عَلَى غَيْرِ مِيعَادٍ.
9 – حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ اَلْحُسَيْنِ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَسَّانَ اَلرَّازِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ اَلْكُوفِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ اَلْحَكَمِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ اَلْبَاقِرِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ: أَنَّ اَلْقَائِمَ يَهْبِطُ مِنْ ثَنِيَّةِ ذِي طُوًى فِي عِدَّةِ أَهْلِ بَدْرٍ ثَلاَثِمِائَةٍ وَ ثَلاَثَةَ عَشَرَ رَجُلاً حَتَّى يُسْنِدَ ظَهْرَهُ إِلَى اَلْحَجَرِ اَلْأَسْوَدِ وَ يَهُزُّ اَلرَّايَةَ اَلْغَالِبَةَ قَالَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي حَمْزَةَ فَذَكَرْتُ ذَلِكَ لِأَبِي اَلْحَسَنِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ عَلَيْهِمَا السَّلاَمُ فَقَالَ كِتَابٌ مَنْشُورٌ 2 .
10 – أَخْبَرَنَا عَلِيُّ بْنُ اَلْحُسَيْنِ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى اَلْعَطَّارُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَسَّانَ اَلرَّازِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ اَلصَّيْرَفِيِّ عَنْ عَبْدِ اَلرَّحْمَنِ بْنِ أَبِي هَاشِمٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ أَبِي اَلْمِقْدَامِ عَنْ عِمْرَانَ بْنِ ظَبْيَانَ عَنْ أَبِي تحيى [تِحْيٍ] حُكَيْمِ بْنِ سَعْدٍ3 قَالَ
(1) . في بعض النسخ «فيرى في مكّة» و في بعضها «فيوافونه بمكّة على غير ميعاد».
(2) . قال العلاّمة المجلسيّ – رحمه اللّه -: أى هذا مثبت في الكتاب المنشور، أو معه الكتاب، أو الراية كتاب منشور.
(3) . عمران بن ظبيان الحنفيّ كوفيّ، ذكره ابن حبان في الثقات، روى عن أبي تحيى – بالتاء المنقوطة من فوق – حكيم بن سعد – بضم الحاء على صيغة التصغير – الحنفيّ الكوفيّ، قال العجليّ: ثقة، و ذكره ابن حبان أيضا في الثقات. (تهذيب التهذيب).
316سَمِعْتُ عَلِيّاً عَلَيْهِ السَّلاَمُ يَقُولُ: إِنَّ أَصْحَابَ اَلْقَائِمِ شَبَابٌ لاَ كُهُولَ فِيهِمْ إِلاَّ كَالْكُحْلِ فِي اَلْعَيْنِ أَوْ كَالْمِلْحِ فِي اَلزَّادِ وَ أَقَلُّ اَلزَّادِ اَلْمِلْحُ.
11 – أَخْبَرَنَا أَبُو سُلَيْمَانَ أَحْمَدُ بْنُ هَوْذَةَ قَالَ حَدَّثَنَا إِبْرَاهِيمُ بْنُ إِسْحَاقَ اَلنَّهَاوَنْدِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ اَللَّهِ بْنُ حَمَّادٍ اَلْأَنْصَارِيُّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ: بَيْنَا شَبَابُ اَلشِّيعَةِ عَلَى ظُهُورِ سُطُوحِهِمْ نِيَامٌ إِذْ تَوَافَوْا إِلَى صَاحِبِهِمْ فِي لَيْلَةٍ وَاحِدَةٍ عَلَى غَيْرِ مِيعَادٍ فَيُصْبِحُونَ بِمَكَّةَ.
12 – أَخْبَرَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِيدٍ اِبْنُ عُقْدَةَ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ اَلْحَسَنِ بْنِ فَضَّالٍ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ حَمْزَةَ وَ مُحَمَّدُ بْنُ سَعِيدٍ قَالاَ حَدَّثَنَا حَمَّادُ بْنُ عُثْمَانَ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ هَارُونَ اَلْعِجْلِيِّ قَالَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ يَقُولُ:1 إِنَّ صَاحِبَ هَذَا اَلْأَمْرِ مَحْفُوظَةٌ لَهُ أَصْحَابُهُ لَوْ ذَهَبَ اَلنَّاسُ جَمِيعاً أَتَى اَللَّهُ لَهُ بِأَصْحَابِهِ وَ هُمُ اَلَّذِينَ قَالَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ – فَإِنْ يَكْفُرْ بِهٰا هٰؤُلاٰءِ فَقَدْ وَكَّلْنٰا بِهٰا قَوْماً لَيْسُوا بِهٰا بِكٰافِرِينَ
2
وَ هُمُ اَلَّذِينَ قَالَ اَللَّهُ فِيهِمْ – فَسَوْفَ يَأْتِي اَللّٰهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى اَلْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى اَلْكٰافِرِينَ
3
.
13 – حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ اَلْحُسَيْنِ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى اَلْعَطَّارُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَسَّانَ اَلرَّازِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ اَلْكُوفِيِّ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ اَلرَّحْمَنِ بْنُ أَبِي هَاشِمٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: إِنَّ أَصْحَابَ طَالُوتَ اُبْتُلُوا بِالنَّهَرِ اَلَّذِي قَالَ اَللَّهُ تَعَالَى – مُبْتَلِيكُمْ بِنَهَرٍ
4
وَ إِنَّ أَصْحَابَ اَلْقَائِمِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ يُبْتَلَوْنَ بِمِثْلِ ذَلِكَ.
(1) . في بعض النسخ «قال: قال أبو عبد اللّه (عليه السّلام): «ان صاحب – الخ».
(2) . الأنعام: 89.
(3) . المائدة: 54.
(4) . مضمون مأخوذ من قوله تعالى: «إِنَّ اَللّٰهَ مُبْتَلِيكُمْ بِنَهَرٍ» في سورة البقرة: 249.